تحلیل تأثیر چشم انداز مشترک بر ارتقای سرمایه اجتماعی در توسعه کارآفرینی کشاورزی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری توسعه کشاورزی، دانشگاه رازی کرمانشاه

2 دانشیار گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشگاه رازی کرمانشاه

چکیده

چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل تأثیر چشم‌انداز مشترک بر ارتقای سرمایة اجتماعی در توسعه کارآفرینی کشاورزی انجام گرفت. جامعة آماری تحقیق در برگیرندة اعضای تعاونی‌های تولیدی کشاورزی شهرستان کرمانشاه به تعداد 152 نفر بود که 110 نفر  بر اساس جدول کرجسی مورگان به روش نمونه‌گیری تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند.روش پژوهش توصیفی- همبستگی و ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‎نامه‌ بود که روایی آن از طریق پانل متخصصان و پایایی آن با پیش‌آزمون و ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. به منظور اعتبارسنجی وتعیینمیزانتطبیقوبرازشداده‌ها، ازروشمدل‌سازی معادله ساختاریبا کاربردنرمافزار AMOS استفاده گردید و به منظور بررسی تأثیر چشم‌انداز مشترک بر سرمایة اجتماعی از تحلیل واریانس چندمتغیره MANOVA  (بین دوگروه دارای چشم‌انداز مشترک و فاقد چشم‌انداز مشترک) با استفاده از نرم افزارSPSS   بهره گرفته شد. بر اساس یافته‌‌ها، فرضیات پژوهش مبنی بر وجود رابطه معنی‌دار بین چشم‌انداز مشترک از آینده و شاخص‌های سرمایة اجتماعی (اعتماد اجتماعی، هنجارها و شبکه‌ها) در توسعة کارآفرینی کشاورزی و همچنین وجود رابطه معنی‌داری بین اعتماد اجتماعی، هنجارها  و شبکه‌ها در توسعة کارآفرینی کشاورزی مورد تأیید قرار گرفت.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

An Analysis of the Effect of Shared Vision on Enhancing Social Capital in Agricultural Entrepreneurship Development

نویسندگان [English]

  • Sh. Karami 1
  • A. H. Alibaygi 2
1 PhD. Student, Department of Agricultural Development, Razi University, Kermanshah
2 Associate Professor, Department of Agricultural Extension and Education, Razi University, Kermanshah
چکیده [English]

Abstract The main purpose of this descriptive correlational research was to analyze the impact of social capital in developing a shared vision for agricultural entrepreneurship improvement. The population included 152 members of cooperatives in Kermanshah Township. A random sampling method was used to select 110 respondents. The main instrument was a questionnaire that Panel of expert method was used to verify its content and face validity. AMOS software was used to test the fitness of data in structural equation modeling. Multivariate Analysis of Variance was utilized to identify the effect of shared vision on social capital. The findings confirmed the significant relationship between shared vision and social capital indicators (including trust, norms, and networks) in development of agricultural entrepreneurship. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Shared Vision
  • Social Capital
  • Entrepreneurship
  • structural equation modeling

مقدمه

امروزه در کنار سرمایه­های انسانی و اقتصادی، سرمایه دیگری به نام سرمایه اجتماعی[1]مورد توجه قرار گرفته است. سرمایه­ اجتماعی، یا بُعد معنوی یک اجتماع ، میراثی تاریخی است که از طریق تشویق افراد به «همکاری» و «مشارکت» در تعاملات اجتماعی، قادر است به حل میزان بیشتری از معضلات موجود در آن اجتماع فائق آید و حرکت به سوی رشد و توسعه شتابان اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را امکان­پذیر سازد. به اعتقاد فوکویاما (Fukuyama, 2000) و فیلد (Field, 2007)، این سرمایه مجموعه­ای ازهنجارها یا ارزش­های غیررسمی در سیستم­های اجتماعی است که­ سطح همکاری اعضای جامعه را تقویت می‎کند و در واقع منبعی از انتظارات دوطرفه است که با شبکه­های گسترده­تر، اعتماد و ارزش­های مشترک شکل می­گیرد و بالاتر از افراد قرار می­گیرد. پاتنام (Putenam, 1993)سرمایه اجتماعیرا مجموعه­ایازویژگی­هایزندگیاجتماعی،مانندشبکه­هایهنجاری و اعتمادیکهمی­تواندبرپیشبرد اهدافمشترک اثرگذارباشدمی­داند؛ بهعبارتی،سرمایهاجتماعیروابطاجتماعیهمراهباهنجارهاو اعتماداست. ازدیدگاه پاتنام، سرمایهاجتماعی آندستهازویژگی­هایسازماناجتماعیاستکههماهنگی وهمکاریرابرای منفعتمتقابلتسهیل می‏کند وکاراییرابهبودمی­بخشد. اینویژگی­هاعبارت‎انداز: شبکه­ها،هنجارهاو اعتماداجتماعی (ایمانیجاجرمی، 1380).لذا مدیریت این سرمایه عظیم در تعاونی­ها فرایندهای تجاری و اجتماعی در تعاونی را جهت دسترسی بهتر و تقویت سرمایه معنوی و مدیریت دانش تسهیل می‎کند و در نهایت سبب ارتقای ارزش افزوده در داخل و خارج تعاونی و تسهیل ارزش افزوده در فعالیت­های اجتماعی تعاونی می­گردد. باتوجهبهاثرگذاری انکارناپذیر چشم­انداز مشترک از آینده بر شکل­گیری و تقویت سرمایه اجتماعی و به تبع آن بر توسعه کارآفرینی،بر اساس نظراتپاتنام،هدفکلیپژوهش حاضر تحلیل تأثیر چشم­انداز مشترک بر ارتقای سرمایه اجتماعی در تعاونی­های تولیدی کشاورزی، به عنوان یکی از بسترهای مهم کارآفرینی، است.

مبانی نظری و پیشینة تحقیق

چشم­انداز مشترک[2]از آینده از جمله اَبعادی است که زمینه شکل­گیری و تقویت سرمایه­ اجتمـاعـی را در فعـالیت­هـای جمعـی فـراهـم مـی­آورد. محققـان همواره سه عامل اصلی را
 در هدایت سازمان­ها لازم می­دانند: 1- تعیین چشم­انداز روشن و مسیر توفیق­طلبی توسط مدیران، 2- آموزش و تجهیز افراد به منظور تمرکز بر چشم­انداز و مسیر مشترک مورد توافق و 3 - ایجاد شناخت و سیستم­های مثبت که رفتارها و عملکردها را در امتداد چشم­انداز تجهیز نماید
.(Blanchard and Stoner, 2004)  در تعریف چشم­انداز می­توان گفت ارائه یک تصویر مطلوب و آرمان قابل دستیابی است که منظر و دورنمایی در افق بلند­مدت را فراروی مدیریت قرار می­دهد (مبینی دهکردی، 1386). درحقیقت،چشم­اندازمشترکشناختیواقعیبهوجودمی­آورد کهدر سایه­آنمی­توانبهاهدافودیدگاه­هایعملیمشترکدستیافتو همبستگیوهمفکریرامحقق ساخت (سنگه، 1388)؛ به عبارتی، چشم­اندازمشترکحاصل یادگیریجمعیاست
کهدرسطحراهبردیسازمان ایجادمیشود و شرط یادگیریدر سطحعملیاتیاست.(Molleman & Broekhuis, 2001) رستمی شهربابکی (1388) نیز بر این باور است که وجود تصویر مشترک از آینده درکارهای گروهی موجب افزایش توانایی افراد در ساختارهای اجتماعی ­می­گردد. وی معتقد است سرمایه اجتماعی حاصل پدیده­هایی مانند اعتماد متقابل، تعامل اجتماعی متقابل، احساس هویت جمعی و گروهی، وجود تصویر مشترک از آینده و کار گروهی است که توانایی افراد را از طریق عضویت در ساختارهای اجتماعی افزایش می­دهد. مطلبی ­قمی (1387) نیز چشم­انداز مشترک را موجب شکل­گیری سرمایة اجتماعی می­داند. او به نقل از فلورا، بیان نموده که سرمایه اجتماعی حاصل پدیده­های «اعتماد متقابل»، «تعاملات اجتماعی»، «گروه­های اجتماعی»، «احساس هویت جمعی»، «چشم انداز مشترک» و «کار گروهی» است. کرمی (1389) نیز در واکاوی عوامل تأثیرگذار بر موفقیت شرکت­های تعاونی برتر نشان داده است که وجود تصویر مشترک ازآینده در شکل­گیری سرمایه اجتماعی تأثیر زیاد دارد.

از مهم­ترین اَبعاد سرمایه­ اجتماعی مورد تأکید کارشناسان علوم اجتماعی اعتماد میان افراد یک اجتماع است. آنان معتقدند در جامعه­ای که سطح اعتماد میان افراد به میزان قابل ملاحظه­ای بالا باشد، سرمایه­ اجتماعی نیز در آن اجتماع در حد بالایی قرار خواهد داشت. اعتماد عبارت است ازسطحاطمینانیکهیک فردبه شایستگی­ها، قابلیت­ها، تمایل به رفتارعادلانه،اخلاقی و قابل پیش­بینیفرددیگر دارد Josef & Winston, 2005)). پاتنام (1377) به دو نوع اعتماد شخصی و اعتماد اجتماعی اشاره می­کند و نوع دوم را که در ادبیات سرمایه­ اجتماعی اعتمادتعمیم­یافته نامیده می­شود، برای جامعهسودمندتر می­داند. وی افزایشمشارکت­های مدنی و گسترش شبکههای اجتماعی را از ساز و کارهای تبدیل اعتماد شخصی به اعتماد اجتماعی یا تعمیم­یافته می­داند. پاتنام معتقد است کهاعتمادجنبه­هایاجتماعیراتولیدوبازتولید می­کند. اعتمادمتقابلاز استانداردهایمتقابلعمومیتیافتهوازکارکردشبکه­هایتعهد مدنیناشیمی­گردد. تأکیدپاتنامبراعتماد، بهعنوانهستهمرکزیسرمایهاجتماعی،زمینهرابرای همکاریوتوسعهاجتماعیفراهممیسازد،موجبشدهاستتا اکثر تحقیقاتمربوط به سرمایه­اجتماعیبیشترچارچوبنظریپاتنامرامورداستفاده قراردهند (ایمانی جاجرمی، 1380).شبکه اعتماد، گروهی از افراد را تشکیل می­دهد که بر اساس اعتماد متقابل به یکدیگر، از هنجارها و ارزش­های یکسانی در ارتباطات و تبادلات بین خود استفاده می­کنند. افراد از طریق این شبکه­ها به اطلاعات، افکار، فرصت­های اقتصادی، قدرت، نفوذ و حمایت­های روحی یکدیگر دسترسی می­یابند که این امر موجب پایین آمدن سطح هزینه­های مدیریتی و معاملاتی و خلق ارزش­های جدید می­شود (رستمی شهربابکی، 1388). ایجاد این نوعاعتماد،دوستی و مشارکتبینافراد برشکلگیریرفتارآن­ها تأثیر قابل توجهی می‎گذارد و از سوی دیگر، هنجارهاوانتظاراتپنهان درروابط موجبیاریوهم­دلی افرادبا یکدیگر می­گردد  .(Nahapiet & Goshal, 1998) محمدی الیاسی و همکاران (1390) نیز معتقدند که محتوایروابطاجتماعی،شامل اعتماد، بیشترین اثرگذاریرادرتشخیصفرصت­هایکارآفرینی دارد.به اینمعنی کهاگر اعتماد به عنوان یکیاز شاخص­ها­ی روابطاجتماعی دربیناعضای شبکه اجتماعیافزایشیابدبیشترین اثرگذاریرا در تشخیصفرصت­ها توسطکارآفریناندارد. برونیس و همکاران (Bruynis et al., 2001)  هم بر این باورند که میزان اعتماد متقابل در  بین اعضای تعاونی­ در توسعه و ارتقای آن­ها مؤثر است.

از دیگر عواملی که به ایجاد سرمایه اجتماعی کمک قابل توجهی می­کند، هنجارها هستند. همیاری و مشارکت در فعالیت­های گروهی از جمله هنجارها می‎باشند. به اعتقاد علویتبار (1379)، مشارکت درگیری ذهنی و عاطفی اشخاص در موقعیت­های گروهی است که آنان را برمی­انگیزد تا برای دستیابی به هدف­های گروهی، یکدیگر را یاری دهند و در مسئولیت کار شریک شوند. احسن (1365) نیز مشارکترا شکلیازهمکاریومعاضدتبا دیگرانبنابهمیلباطنیوبانیتزندگیبهترکه فردآگاهانهمی­پذیرد، دانسته است. واندرسمن و فلورین (Wandersman & Florin, 2000) هممشارکترافرایندیمی­دانندکه اعضادرتصمیم­گیریدرنهادها،برنامه­هاوتأثیرات این تصمیم­گیری،شریکباشند.پاتنام (1993) نوع خاصی از هنجارهای همیاری را مولدترین جزء سرمایه اجتماعی و به نوعی ملاک سرمایه­ اجتماعی را اصل همیاری تعمیم یافته می‎داند. وی معتقد است هنجارهای همیاری دو نوع است: متوازن و تعمیم یافته. در نوع متوازن مبادله­ همزمان چیزهای با ارزش برابر است، مانند مواقعی که همکاران روزهای تعطیلی را با هم تعویض می­کنند. اما در نوع تعمیم یافته رابطه­ تبادلی مداومی در جریان است که در همه حال یکطرفه و غیر متوازن است اما انتظارات متقابلی ایجاد می­کند مبنی بر اینکه سودی که اکنون اعطا می­شود بایستی در آینده بازپرداخت شود. به اعتقاد شیخی (1382)، در فرایند پیوسته مشارکت، اعضا در کلیه مراحل اعم از برنامه­ریزی، تصمیم­گیری، اجرا، نظارت، ارزشیابی و سهیم شدن در منافع درگیرند و به اعتقاد مستعانی (1378) و سیلواراجو(1384)، از پیامدهای مشارکت پیدایش دموکراسی اقتصادی، احساس مسئولیت نسبت به امور مربوط به خود و توسعه خودیاری و کمک متقابل در زمینه حل مسائل اجتماعی- اقتصادی، افزایش انسجام بیشتر و توسعه تعاونی­هاست. بنابراین، به باور نظام شهیدی و علیزاده اقدم (1378)، جلب مشارکت و تقویت روحیه­ تعاون و همکاری در بین اعضای تعاونی­ها و به باور طالب (1384)، ارتقای مشارکت دموکراتیک، آزادانه و داوطلبانه اعضا و بهبود سطح پذیرش مسئولیت اجتماعی در بین اعضا بر توسعه آن­ها بسیار تأثیرگذار است. امینی و همکاران (1387) در پژوهش خود این گونه نتیجه گرفت که میزان مشارکت اعضا در امور تعاونی در سطح معنی­دار قابل قبول و در جهت مستقیم و فزاینده بر توسعه تعاونی­ها مؤثر است. هاکلیوسHakelius, 1996)) نیز بر این باور است که حُسن نیت و وفاداریاعضا به عنوان هنجارهای با ارزش، کهتحت تأثیرعقایدو ادراکاتوبینش آن­هاست،در سمت­گیری فعالیت­ها و موفقیت آن­ها تأثیرگذار است.

از دیگر ابعاد مؤثر بر شکل­گیری سرمایه­ اجتماعی شبکه­ها هستند. پاتنام و گاس (Putnam & Goss, 2001) روابط اجتماعی افراد و تعاملات آنان با یکدیگر را بنیادی­ترین جزء سرمایه اجتماعی می­دانند و شبکه­ها را به عنوان خاستگاه دو مؤلفه دیگر سرمایه­ اجتماعی مطرح می­کنند. آن­ها با تفکیک شبکه­های افقی یا "مساوات­طلب" از شبکه­های عمومی یا "انحصارطلب" نوع دوم را فاقد توان برقراری اعتماد و هنجارهای همیاری معرفی می­کنند. از دیدگاه آن­ها، شبکههای افقی در قالب مشارکت­های مدنی (انجمن­ها، باشگاه­ها و احزاب و...) به دلیل ارائه چارچوب فرهنگی برای همکاری مولد هنجارهای اعتماد همیاری هستند. علاوه بر ساخت شبکه، پاتنام بر فشردگی یا تراکم شبکه تأکید کرده و معتقد است فشردگی افزایش انجمن­ها و امکان عضویت­های متداخل و مشارکت در عرصه­های چندگانه زندگی اجتماعی است. مطلبی قمی (1387) در این زمینه معتقد است مشاوره با سایرین توسط کارآفرینان با متغیرهای دیگر سرمایه اجتماعی همبستگی معنادار و مستقیمی دارد. رابرتسون و همکاران (Robertson et al., 2003) هم معتقدند که ناکامی در کسب و کارهای جدید و کارآفرینانه به نبود مشاوره و نداشتن آگاهی و مهارت­های لازم برمی­گردد. لذامهارت­های مفید ارتباطی از ویژگی­های ضروری اعضا برای
توسعه تعاونی­های تولیدی
اند. فضای متحول تجاری و رشد تعاونی­ها نیاز اعضا به اطلاعات را دو چندان کرده است. بر این اساس، ایجاد ارتباط  با اعضای جدید، اعضای آینده، مراکز دولتی و مردم نیز همواره یک چالش بزرگ برای تعاونی­ها بوده و خواهد بود (کیمبرلی وکراپ، 1385) چرا که روابطاجتماعیعلاوه بر تأمین منابع با ارزش شامل منابعمالی، فیزیکی،نیرویکار، اطلاعات و ...،موجب ارتقای سرمایه اجتماعیبرایاعضا می‏شود و اعتبار آن­ها را میافزاید .(Nahapiet & Goshal, 1998) نتایجپژوهش محمدی الیاسیو همکاران (1390) نیز مبین آن است که ابعادچهارگانهشبکهاجتماعیبرتشخیصفرصتکارآفرینانه اثرگذار است. شعبا­نعلی فمی و همکاران (1385) نیز معتقدند موفقیت تعاونی­ها با توانایی­های ارتباطی آن­ها مرتبط است. به اعتقاد پریل و همکاران (Prell et al., 2007) روابط میان افراد در شبکه­های اجتماعی نشان می­دهد که چگونه روابط قوی در مقابل روابط ضعیف به پیامدهای مختلفی از جمله: 1) نفوذ بیشتر در دیگران؛ 2) به اشتراک گذاشتن دیدگاه­های مشابه؛ 3) حمایت عاطفی و کمک در مواقع اضطراری؛ 4) ارتباط مؤثر مربوط به اطلاعات پیچیده و 5) اعتماد بیشتر به یکدیگر منجر خواهد شد. بنابراین، حفظ روابط با کیفیت بالای اعضا، مشتریان، عرضه­کنندگان و اجتماع از نتایج کلیدی برای موفقیت همه کارکنان است. کارکنان تعاونی­ها بایستی ارتباط برقرارکننده­های خودانگیز و متکی به نفس باشند، نیازهای دیگران (اعضا، کارکنان و مشتریان) را درک کنند و رضایت و کمال را در خدمت به دیگران بیابند. امینی و رمضانی (1385) نیز بر این باورند که میزان مشارکت اعضا در امور اجرایی تعاونی و مهارت مدیریت روابط بین فردی در تعاونی­ها اهمیت ویژه در موفقیت آن­ها دارد. در پژوهش جیمز و ایساک (James & Isaac, 2005) نیز از فقر و فقدان ارتباط بین اعضا و کشاورزان با عنوان عامل شکست یاد شده است. محمدی الیاسی و همکاران (1390) نیز معتقدند که بعد از محتوایروابطاجتماعی، بیشترین اثرگذاری مربوطبه شیوه­ای است کهاطلاعاتباآندر بیناعضایشبکه منتقلمی­شود؛ یعنی، افرادیکهکارآفرین­ها باآن­هادرمورد فرصت­ها مشورتمی­کنند (منابع اجتماعی اطلاعات) . درنهایت،باتوجهبهپیشینهو تأکیدبر نظرات پاتنام، که معتقد استاعتماد هستهمرکزی، هنجارها مولدترین جزء و شبکه­ها خاستگاه دو مؤلفه دیگر سرمایه­اجتماعی هستند، چارچوبمفهومی پژوهش ارائهگردید:

 

 

 

شکل1. چارچوب مفهومی پژوهش

روش­شناسی پژوهش

روش پژوهش حاضر کمی، از نظر هدف کاربردی و از نظر میزان نظارت، درجه­ کنترل و نحوه­ گردآوری داده­ها توصیفی- همبستگی است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه­ای محقق ساخته بود که براساس هدف تحقیق، یعنیتحلیل تأثیر چشم­انداز مشترک بر ارتقای سرمایه­ اجتماعی و توسعه کارآفرینی کشاورزیدربرگیرنده 6 بخش زیر است: 1.مشخصات فردی و حرفه­ای شامل سن، سطح تحصیلات و وضعیت برنامه­ریزی شغلی (کوتاه­مدت و بلندمدت)؛ 2. چشم­انداز مشترک با 5 گویه (ترسیم آینده­ای واقع­گرایانه و هدفمند؛ توافق و همفکری اعضای تعاونی در مسیر مشترک تعیین شده؛ شناخت و توانایی برقراری ارتباط بین فعالیت­های تعاونی؛ بررسی منابع، امکانات و مهارت­های مورد نیاز تعاونی؛ شناخت و ترسیم راه­های جدید برای تفکر و یادگیری)؛ 3. اعتماد اجتماعی با 7 گویه (اطمینان به شایستگی­های اعضای تعاونی؛ ارزش یکسان ارتباطات بین اعضای تعاونی؛ اطمینان به قابلیت­های اعضای تعاونی؛ رفتار اخلاقی و عادلانه اعضای تعاونی؛ قابلیت پیش­بینی رفتارها و عملکرد اعضای تعاونی؛ ارزش یکسان تبادلات بین اعضای تعاونی؛ اطمینان به عقاید جدید و ابتکاری اعضا تعاونی)؛ 4. هنجارها با 5 گویه (سطح پذیرش مسئولیت اجتماعی؛ حُسن­نیت اعضای تعاونی؛ روحیه همکاری و مشارکت اعضای تعاونی؛ وفاداری اعضای تعاونی؛ نبود خیانت و ناراستی بین اعضای تعاونی) 5. شبکه­ها با 7 گویه (ارتباط با مراکز خدمات مشاوره؛ ارتباط با مراکز فنی؛ ارتباط با تعاونی­های همکار ؛ ارائه تجارب به تعاونی­های همکار؛ استفاده از تجارب تعاونی­های همکار؛ دریافت حمایت­های مورد نیاز از سوی تعاونی­های همکار؛ ارائه حمایت­های مورد نیاز به تعاونی­های همکار)؛ 6. توسعه کارآفرینی با 6 گویه (دستیابی به اهداف ترسیم شده؛ دستیابی به فرصت­های جدید؛ اشتیاق به سرمایهگذاری بیشتر؛ دستیابی به موفقیت مشترک اعضا؛ دستیابی به سطوح عالی‌تر تعهد؛ دستیابی به سطوح عالی‌تر عملکرد). طبقهبندی گویه‎ها براساس طیف 5 گزینه‏ای لیکرت (1= بسیارکم؛ 2= کم؛ 3= متوسط؛ 4= زیاد؛ 5= بسیارزیاد) صورت گرفت.

تأیید روایی صوری و محتوایی پرسشنامه از طریق پانل متخصصان انجام شد. جامعه آماری تحقیق دربرگیرنده­ اعضای تعاونی­های تولیدی کشاورزی شهرستان کرمانشاه به تعداد 21 واحد تولیدی با 155 نفر عضو بود که براساس جدول کرجسی- مورگان 110  نفربه روش  نمونه­گیری تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای اعتبارسنجی وتعیینمیزانتطبیقوبرازشداده­هایپژوهشوبررسیچارچوبمفهومیپژوهش، ازروشمدل­سازی معادله ساختاریبابه کارگیرینرمافزارAMOSاستفادهشد.مدل­سازی معادله ساختاریمحقق را به پیچیدگی­های زندگی اجتماعی (تأثیرگذاری مجموعه­ای از متغیرها بر یکدیگر به طوریکسویه ودوسویه،مستقیمو غیرمستقیم)و همچنینپیچیدگی­های موجوددراندازه­گیریسازه­هایپنهان فرهنگی- اجتماعینزدیککرده و او را به تحلیلدقیق و واقع بینانة کمیپدیده­هایکیفی قادرمی­سازد. برازشمدل در شرایطی کهمقدار کای اسکوئر (X2) کوچک، ریشهدوم میانگینمربعات خطایبرآورد کمتر و مقادیر سایر شاخص­ها (شاخص­های تطبیقی)، بیشتر از 9/0 باشد، مورد تأیید است. با توجه به اینکه کای اسکوئر مدل تابعیازحجمنمونه است،بدین صورت کههرچهحجمنمونهبیشتر باشد آمارهکایاسکوئرتمایل به نشاندادنیکسطح احتمالمعناداردارد، بیشتر مدل­هایمنطقیباداشتنحجمنمونه زیاد، درصورتیکهفقط شاخص برازشکایاسکوئرمدنظر باشد،موردتأییدقرار نمی­گیرند.بر این اساس،در پژوهش حاضر برآوردشاخص ریشهدوممیانگینمربعات خطای برآورد (RMSEA)؛  شاخص برازش افزایشی(IFI)؛ شاخص برازشهنجارشدهبنتلر- بونت  (NFI)؛ شاخصتوکر- لویس (TLI) و  شاخص برازشتطبیقی(CFI)، نیز انجام گرفت (قاسمی، 1389). در ادامه به منظور بررسی تأثیر چشم­انداز مشترک (بین دوگروه دارای چشم­انداز مشترک و فاقد چشم­انداز مشترک) بر شاخصهای سرمایه اجتماعی (اعتماد اجتماعی، هنجارها و  شبکه­ها) از تحلیل واریانس چندمتغیره MANOVA با استفاده از نرم افزارSPSS بهره گرفته شد. فرضیه­های تحقیق عبارت بودند از: 1. بین چشم­انداز مشترک از آینده و اعتماد اجتماعی رابطه معنی­داری وجود دارد؛ 2. بین چشمانداز مشترک از آینده و هنجارها رابطه معنی­داری وجود دارد؛ 3. بین چشم­انداز مشترک از آینده و شبکه­ها رابطه معنی­داری وجود دارد؛ 4. بین چشم­انداز مشترک از آینده و توسعه کارآفرینی کشاورزی رابطه معنی­داری وجود دارد؛ 5 . بین اعتماد به عنوان یکی از شاخص­هایسرمایه­ اجتماعی و توسعه کارآفرینی کشاورزی رابطه معنی­داری وجود دارد؛ 6. بین هنجارها به عنوان یکی از شاخص­هایسرمایه­ اجتماعی و توسعه کارآفرینی رابطه­ معنی­داری وجود دارد؛ 7. بین شبکه­ها به عنوان یکی از شاخص­هایسرمایه­ اجتماعی و توسعه کارآفرینی رابطه­ معنی­داری وجود دارد.

 

نتایج و بحث

در جدول 1 توزیع فراوانی مشخصات فردی و حرفه­ای پاسخ­گویان مطابق با اطلاعات پرسشنامه­ها براساس سن، سطح تحصیلات و وضعیت برنامه­ریزی شغلی آورده شده است.


 

جدول 1. توزیع فراونی پاسخ­گویان بر اساس مشخصات فردی و حرفه­ای پاسخ­گویان (110 n = )

متغیر

فراوانی

درصد

درصد تجمعی

سن:

25 و کمتر

 

25

 

7/22

 

7/22

26 تا 40 سال

51

4/46

1/79

41 تا 60سال

34

9/30

100

مجموع

110

100

 

سطح تحصیلات:

 

 

 

بی­سواد

12

91/10

91/10

ابتدایی

14

72/12

63/23

راهنمایی

30

27/27

90/50

دبیرستان

32

10/29

00/80

بالاتر از دیپلم

22

00/20

100

مجموع

110

100

 

وضعیت برنامه­ریزی شغلی:

 

 

 

برنامه­ریزی بلند­مدت

55

00/50

00/50

برنامه­ریزی کوتاه­مدت

55

00/50

100

مجموع

110

100

 

  منبع: یافته­های پژوهش

بررسی ماتریس ضرایب همبستگی افراد دارای چشم­انداز مشترک گویای این است که همبستگی مثبت و معنی­داری در سطح خطای 1% بین همه­ متغیرها وجود دارد (جدول 2). در افراد فاقد چشم­انداز مشترک (جدول 3) نیز مشاهده می­گردد که  همبستگی مثبت و معنی­داری در سطح خطای 1% بین متغیرها وجود دارد.

جدول 2. ماتریس ضرایب همبستگی افراد دارای چشم­انداز مشترک از آینده (55 n = )

متغیرها

توسعه کارآفرینی

دارای چشم­انداز

مشترک از آینده

اعتماد اجتماعی

هنجارها

شبکه­ها

توسعه کارآفرینی

 

 

 

 

 

دارای چشم­انداز مشترک از آینده

 **87/0

 

 

 

 

اعتماد اجتماعی

  **82/0

  **77/0

 

 

 

هنجارها

  **79/0

  **72/0

  **61/0

 

 

شبکه­ها

  **61/0

  **61/0

  **59/0

  **60/0

 

  منبع: یافته­های پژوهش                          ** معنی­داری در سطح خطای 1%

جدول 3. ماتریس ضرایب همبستگی افراد فاقد چشم­انداز مشترک از آینده (55 n = )

متغیرها

 

توسعه کارآفرینی

فاقد چشم­انداز

مشترک از آینده

اعتماد اجتماعی

هنجارها

شبکه­ها

توسعه کارآفرینی

 

 

 

 

 

فاقد چشم­انداز مشترک از آینده

**63/0

 

 

 

 

اعتماد اجتماعی

**72/0

  **68/0

 

 

 

هنجارها

* *52/0

   **59/0

  **62/0

 

 

شبکه­ها

* *41/0

   **50/0

    * *52/0

**55/0

 

  منبع: یافته­های پژوهش                    ** معنی­داری در سطح خطای 1%

بهمنظوربررسیچارچوبمفهومیپژوهشازروشمدل­سازی معادله ساختاریبه کارگیرینرمافزار AMOS  استفادهگردید. بر اساس جدول 4 و نمودار 1 مربوط به افراد دارای چشم­انداز مشترک از آینده، مشاهده می­شود که بیشترین اثر مستقیم مثبت و معنی­دار بر توسعه کارآفرینی به ترتیب به چشم­انداز مشترک از آینده (87/0)، اعتماد اجتماعی (48/0)، هنجارها (41/0) و شبکه­ها (33/0) اختصاص یافته است. بر همین اساس، چشم­انداز مشترک از آینده، از طریق اعتماد اجتماعی (34/0)، هنجارها (38/0) و شبکه­ها (28/0) نیز آثار غیرمستقیمی در توسعه کارآفرینی داشته است. به طور کلی، 92/0 از تغییرات مربوط به توسعه کارآفرینی با این متغیرها تبیین می­گردد . با توجهبهشاخص­هایکلیبرازشمشاهده می­شود کهدر افراد دارای چشم­انداز مشترک از آینده، مدلاز برازش مناسبی برخورداراست (IFI=0.93; TLI= 0.90; CFI= 0.95; RMSEA= 0.03)=1.88; p= 0.39; NFI=0.91;.(X2

جدول 4. تجزیه آثار متغیرها (مستقیم و غیرمستقیم) بر توسعه کارآفرینی در افراد دارای چشم­انداز مشترک از آینده (55 n = )

وابسته

متغیر      مستقل

اثر مستقیم

اثر غیرمستقیم

اثر کل

توسعه کارآفرینی

چشم­انداز مشترک از آینده

 اعتماد اجتماعی

هنجارها

شبکه­ها                             

87/0

-

87/0

48/0

34/0

82/0

41/0

38/0

79/0

33/0

28/0

61/0

اعتماد اجتماعی

هنجارها

شبکه­ها                             

چشم­انداز مشترک از آینده                            

71/0

-

71/0

93/0

-

93/0

85/0

-

88/0

     منبع: یافته­های پژوهش

 

 

      

                                             

 

نمودار1. مدل مسیر افراد دارای چشم­انداز مشترک از آینده

بر اساس جدول 5 و نمودار 2 مربوط به افراد فاقد چشم­انداز مشترک نیز مشاهده می­شود که بالاترین اثر مستقیم مثبت و معنی­دار بر توسعه کارآفرینی به ترتیب به چشم­انداز مشترک از آینده (63/0)، اعتماد اجتماعی (41/0)، هنجارها (34/0) و شبکه­ها (28/0) اختصاص دارد. همچنین چشم­انداز مشترک از آینده، از طریق اعتماد اجتماعی (31/0)، هنجارها (18/0) و شبکه­ها (13/0) دارای آثار غیرمستقیمی در توسعه کارآفرینی بوده است و به طور کلی 88/0 از تغییرات مربوط به توسعه کارآفرینی با متغیرهای مذکور قابل تبیین است. با توجهبهشاخص­هایکلیبرازشمی­توان گفتکهمدلدر بین دو گروه پژوهش از برازش مناسبی برخوردارمی­باشد  IFI=0.91; TLI= 0.90; CFI= 0.92; RMSEA= 0.04)=1.90; p= 0.44; NFI=0.90;.(X2

جدول 5. تجزیه آثار متغیرها (مستقیم و غیرمستقیم) بر توسعه کارآفرینی در افراد فاقد چشم­انداز مشترک از آینده (55 n = )

وابسته

متغیر    مستقل

اثر مستقیم

اثر غیرمستقیم

اثر کل

توسعه کارآفرینی

چشم­انداز مشترک از آینده

 اعتماد اجتماعی

هنجارها

شبکه­ها                             

63/0

-

63/0

41/0

31/0

72/0

34/0

18/0

52/0

28/0

13/0

41/0

اعتماد اجتماعی

هنجارها

شبکه­ها                             

چشم­انداز مشترک از آینده

                            

76/0

-

76/0

53/0

-

53/0

46/0

-

46/0

منبع: یافته­های پژوهش

 

 

 

نمودار2. مدل مسیر افراد فاقد چشم­انداز مشترک از آینده

به منظور بررسی تأثیر چشم­انداز مشترک بر سرمایه اجتماعی، آزمون تحلیل واریانس چند متغیره  بین دوگروه دارای چشم­انداز مشترک و فاقد چشم­انداز مشترک،  با استفاده از نرمافزار SPSS، انجام گردید. با توجه به اینکه یکی از مفروضات تحلیل واریانس چند متغیرهبرابری ماتریس کوواریانس­های دو گروه است، این امر فقط در صورتی­که دو گروه تعداد نمونه یکسانی داشته باشند، صرف­نظر از پیش­فرض مذکور، ممکن خواهد بود (Todman & Dugard, 2007). بنابراین، تعداد مساوی 55 نفر برای هرگروه در نظر گرفته شد. براساس نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره، تفاوت معنی­داری بین دو گروه مورد مطالعه وجود دارد ((Wilks lambda=1.53; (F=229.28; P<0.00). همچنین Partial Eta Square به عنوان بهترین معیار اندازه اثر، به منظور تعیین میزان تأثیر متغیر مستقل بر متغیر وابسته نشان می­دهد که 85 درصد از کل واریانس متغیرهای وابسته توسط تفاوت بین دو گروه مورد مطالعه تبیین شده است؛ به عبارتی، می­توان چنین استنباط نمود که تفاوت دو گروه از نظر متغیرهای وابسته معنی­دار است.

 


 

جدول 6. تفاوت تأثیر چشم­انداز مشترک بر سرمایه­ اجتماعی بین دوگروه دارای چشم­انداز مشترک و فاقد چشم­انداز مشترک

 

متغیرهای وابسته

متغیرهای مستقل

 

F

 

دارای چشم­انداز مشترک

(55 (n=

فاقد چشم­انداز مشترک

(55 (n=

میانگین

انحراف معیار

میانگین

انحراف معیار

اعتماد اجتماعی

هنجارها

شبکه­ها

88/4

80/4

75/4

400/0

497/0

510/0

72/3

58/3

31/3

844/0

782/0

619/0

**29/32

**55/28

**28/25

مأخذ: یافته‎های تحقیق          **: معنی‎داری در سطح خطای 1%

بر اساس جدول 6، تفاوت معنی­داری بین دوگروه دارای چشم­انداز مشترک و فاقد چشم‏انداز مشترک به دست آمد. میانگین­ تمامی متغیرها برای افراد دارای چشم­انداز مشترک بیشتر از  افراد فاقد چشم­انداز مشترک است (7/4 به بالا از 5)، لذا این­گونه استنباط می­شود که افراد دارای چشم­انداز مشترک از سرمایه اجتماعی بیشتری برخوردار بوده­ و با بهره­مندی از اعتماد اجتماعی، هنجارها و شبکه­ها در راستای توسعه فعالیت­های تعاونی خود بیشتر کوشیده­اند. به طور کلی، نتایج نشان می­دهد که تمام فرضیات پژوهش مورد تأیید است.

 

نتیجه­گیری و پیشنهادها

در پژوهشحاضرباتوجهبهتأثیر چشم­انداز مشترک از آینده بر شکل­گیری و ارتقای سرمایه اجتماعی و به دنبال آن توسعه کارآفرینی کشاورزی،بر اساس نظراتپاتنام،به تحلیل این آثار پرداختهشد. هدفکلی پژوهش،تحلیل تأثیر چشم­انداز مشترک بر ارتقای سرمایه­ اجتماعی در تعاونی­های تولیدی کشاورزی به عنوان یکی از بسترهای مهم کارآفرینی بود.

بررسیچارچوبپژوهش، با استفاده ازروشمدل­سازی معادله ساختاریدر افراد دارای چشم­انداز مشترک، با نشان دادن آثار مستقیم و غیرمستقیم متغیرها گویای آن است که 92/0 از تغییرات مربوط به توسعه کارآفرینی با متغیرهای تحقیق قابل تبیین است و در افراد فاقد چشم­انداز مشترک، با نشان دادن آثار مستقیم و غیرمستقیم متغیرها، مبین آن است که 88/0 از تغییرات مربوط به توسعه کارآفرینی با متغیرهای تحقیق تبیین می­گردد. به طور کلی، با توجهبهشاخص­هایکلیبرازشمی­توان گفتکه مدلدر بین دو گروه مورد مطالعه ازبرازشخوبی برخورداراست.

آزمون تحلیل واریانس چند متغیره بین دوگروه دارای چشم­انداز مشترک و فاقد چشم­انداز مشترک  به منظور بررسی تأثیر چشم­انداز مشترک بر سرمایه اجتماعی تفاوت  معنی­داری بین دو گروه مورد مطالعه را نشان می­دهد و بر اساس اندازه اثر، مشخص می­شود که 85 درصد از کل واریانس متغیرهای وابسته توسط تفاوت بین دو گروه مورد مطالعه تبیین شده است و تفاوت دو گروه از نظر متغیرهای وابسته معنی­دار است؛به عبارتی، می­توان این چنین استنباط نمود که افراد دارای چشم­انداز مشترک با اعتقاد به یک آینده واقع­گرایانه و آرمان دست­یافتنی با انرژی زیاد، به ارتقای سرمایه اجتماعی در تعاونی خود اهمیت بیشتری داده و با تصویری مطلوب از آینده با  بهره­مندی از اعتماد اجتماعی، هنجارها و شبکه­ها در راستای حمایت و تحقق استراتژی­های توسعه تعاونی خود بیشتر تلاش نموده­اند. این در حالی است که افراد فاقد چشم­انداز مشترک به دلیل عدم برنامه­ریزی­های منسجم و فقدان دورنمای مشخص از آینده چندان تمایلی به ارتقای سرمایه اجتماعی در تعاونی خود نداشتهاند و لذا در جهت توسعه تعاونی خود چندان نکوشیده­اند؛ به عبارتی، چشم­انداز مشترک تأثیر بسزایی بر ارتقای سرمایه اجتماعی و به تبع آن، توسعه واحدهای کارآفرینی دارد. نتایج آزمون فرضیه­ها موارد زیر را نشان می­دهد:

بین چشم­انداز مشترک و توسعه کارآفرینی در سطح 99 درصد اطمینان رابطه مثبت و معنی­دار وجود دارد. میزان 87/0 همبستگی بین این دو متغیر نشان‎دهندة اهمیت و شدت رابطه آنهاست و جهت مثبت همبستگی نیز گویای آن است که با افزایش چشم­انداز مشترک، توسعه کارآفرینی افزون می­گردد و بالعکس. این یافته به نوعی مطابق با  نتایج پژوهشها و همکاران (Hau et al., 2013)رستمی شهر بابکی (1388) است. همچنین  نتایج پژوهش یوYu, 2013) ) مبین آن است که با وجود سرمایه اجتماعی شرکت­ها قابلیت جذب نوآوری را داشته و عملکرد بهتری خواهند داشت. تومبو و همکاران  (Tumbo et al., 2013) نیز در پژوهش خود نقش سرمایه اجتماعی را در نوآوری مورد تأکید قرار داده­اند. نتایج پژوهش کرمی (1389) هم گویای  آن است که تصویر مشترک ازآینده بر توسعه و موفقیت تعاونی­ها تأثیرگذار است.

بین چشم­انداز مشترک و اعتماد اجتماعی در سطح خطای 1% رابطه مثبت و معنی­دار وجود دارد. میزان 77/0 همبستگی بین دو متغیر مذکور بیانگر اهمیت و میزان شدت رابطه آن­ها می­باشد و جهت مثبت همبستگی نیز مبین آن است که با افزایش  چشم­انداز مشترک، اعتماد اجتماعی نیز افزایش می­یابد و بالعکس. رستمی شهر بابکی (1388) هم تأثیر اعتماد متقابل را بر افزایش توانایی افراد در ساختارهای اجتماعی مورد تأیید  قرار داده است.برونیس و همکارانBruynis et al., 2001)) هم میزان اعتماد متقابل بین اعضا را در توسعه تعاونی­ها تأثیرگذار می­دانند.

بین چشم­انداز مشترک و هنجارها در سطح 99 درصد اطمینان رابطه مثبت و معنی­دار وجود دارد. میزان 77/0 همبستگی بین این دو متغیر نشان­دهنده شدت رابطه آن­هاست و جهت مثبت همبستگی نشان می­دهد که با افزایش چشم­انداز مشترک، هنجارها بیشتر می­گردد و بالعکس. این نتیجه با نتایج پژوهش طالب (1384) کرمی و آگهی (1392) مطابقت دارد. نظام­شهیدی (1378) نیز معتقد است جلب مشارکت و تقویت روحیه­ تعاون و همکاری در بین اعضای تعاونیها تأثیر فراوانی در موفقیت آن­ها دارد. هالکیدس Hakelius, 1996)) نیز حُسن نیت و وفاداریاعضا را در سمت­گیری فعالیت­ها آن­ها مؤثر می­داند. جیمز و ایساک( James & Isaac, 2005) معتقدند که نادرستی و خیانت توسط اعضا و نماینده­ها ازجمله عوامل شکست تعاونیهاست.

بین چشم­انداز مشترک و شبکه­ها در سطح خطای 1% رابطه مثبت و معنی­دار وجود دارد. میزان همبستگی بین این دو متغیر 61/0 است، که نشان‎دهندة شدت رابطة آن­هاست. جهت مثبت همبستگی نیز مبین آن است که با افزایش چشم­انداز مشترک،  شبکه­ها نیز گسترش می­یابد و بالعکس. در واقع ارتباط با تعاونی­های دیگر و استفاده از تجارب آن­ها و در اختیار گذاشتن تجارب مفید خود با تعاونی­های دیگر موجب تشویق به انسجام بیشتر و  شکل­گیری برنامه­ریزی و چشم­انداز مشترک در بین اعضا می­گردد. رابرتسون و همکاران  (Robertson et al., 2003)  هم عدم موفقیت در کسب و کارهای جدید و کارآفرینانه را به نبود خدمات مشاوره و نداشتن آگاهی نسبت می­دهند.

بین اعتماد اجتماعی و توسعه کارآفرینی در سطح 99 درصد اطمینان رابطه مثبت و معنی­دار وجود دارد. میزان 82/0 همبستگی بین این دو متغیر نشان­دهنده­ی شدت رابطه آن­هاست. جهت همبستگی نیز گویای آن است که با افزایش اعتماد اجتماعی، توسعه کارآفرینی نیز افزون می­گردد و بالعکس. این نتیجه با نتایج پژوهش، برونیس و همکاران Bruynis et al., 2001))  ورستمی شهر بابکی (1388) مطابقت دارد.

بین هنجارها و توسعه کارآفرینی در سطح خطای 1% رابطه مثبت و معنی­دار وجود دارد. میزان همبستگی بین این دو متغیر 79/0 مبین شدت رابطه آن­هاست و جهت مثبت همبستگی نیز نشان می­دهد که با افزایش هنجارها توسعه کارآفرینی افزایش می­یابد و بالعکس. نظام­شهیدی و علی­زاده اقدم (1378) هم مشارکت و تقویت روحیه تعاون و همکاری در بین اعضای تعاونی­ها را دارای تأثیر فراوانی در توسعه و موفقیت آن­ها می­دانند. طالب (1384) نیز رابطه مثبت بین توسعه تعاونی­ها و مشارکت و بهبود سطح پذیرش مسئولیت اجتماعی را تأیید نموده است. هاکلیوس Hakelius, 1996)) حُسن­نیت و وفاداری اعضا تحت تأثیرعقایدو ادراکاتوبینش آن­ها رادرسمت­گیری فعالیت­ها و توسعه آن­ها اثرگذار می­داند. مطابق با پژوهش لوتز (Lutz, 2011)  نیز سرمایه اجتماعی اثر مثبت بر سرمایه انسانی و توسعه دارد.

همبستگی بین شبکه­ها و توسعه کارآفرینی نیز گویای آن است که با افزایش اعتماد اجتماعی، توسعه کارآفرینی نیز افزون می­گردد و بالعکس. کرمی و علی بیگی (1393) نیز بر این باورند که سرمایه اجتماعی از یک سو مشوق رشد سرمایه انسانی و موجب آزاد شدن انرژی­های خلاق همه افراد است و از سوی دیگر با ایجاد شبکه سرمایه انسانی وابسته به تجارب و ارتباط آن با سرمایه اجتماعی تعاونی و جامعه، جامعه­ای یادگیرنده ایجاد خواهد شد و در نتیجه توسعه و پیشرفت تعاونی حاصل می‎گردد. کرمی و آگهی (2012) نیز معتقدند که ارتقای سرمایه اجتماعی در سطح سازمانی از طریق استفاده، تعامل و تبادل تجارب با تعاونی­های همکار موفقیت بیشتر تعاونی­ها را در پی خواهد داشت.

با روشن شدن نقش ویژه چشم­انداز مشترک بر ارتقای سرمایه اجتماعی و پیشبرد اهداف کارآفرینی در تعاونی تولیدی، لزوم برنامه­ریزی پیش از گذشته محرز می­گردد. بنابراین، راهکارهایی در این زمینه به شرح زیر پیشنهاد می­گردد:

1. برگزاری دوره­ها و کارگاه­های آموزشی در راستای معنی‌آفرینی چشم‌انداز مشترک از آینده، که بتواند چرایی شیوه انجام امور و شناخت و توانایی برقراری ارتباط بین فعالیت­های تعاونی و هر عضو را با چشم‌انداز مشخص کند.

2. ایجاد حس معنادار بودن این حس که اعضا اهداف شغلی مهم و با ارزشی را دنبال می­کنند و احساس ­کنند در جاده­ای حرکت می­کنند که وقت و نیروی آن­ها با ارزش است - از طریق شرکت در کارگاه­های آموزشی؛ چرا که اعضا هنگام اشتغال به کار معنادار، بیشتر درگیر و نسبت به آن متعهد می­شوند و با وفاداری و حُسن­نیت در پی­گیری اهداف مطلوب، پشتکار بیشتری نشان می­دهند.

3. ایجاد حس شایستگی- درجه­ایکهیکعضووظایفشغلی رابامهارتوموفقیت‎آمیزانجامدهد- از طریق شرکت در دوره­های آموزشی مهارتی؛ چرا که داشتن تبحروقابلیتاین باورو اطمینان را در اعضا ایجاد می­کند که توانایی پذیرش مسئولیت و انجامکارو اهتمام لازمرا دارند وموانعخارجی به راحتی آن­هارااز انجام فعالیت­هایموردنظرباز نخواهدداشت.

4. ایجاد حس کارساز  بودن- درجه­ایکهاعضامی­تواننددرراهبردهای مدیریتی،پیامدهاونتایجشغل اثربخش باشند- از طریق شرکت در کارگاه­های آموزشی به این دلیل که احساس کارساز  بودن توانایی ارتباط با مراکز خدمات مشاوره، مراکز فنی، مبادله تجارب با تعاونی­های همکار و دریافت و ارائه حمایت­های مورد نیاز از محیطخارجیبهمنظور افزایشتسلطبرفعالیت­هارا افزایش می­دهد.

5. ایجاد احساس خودسامانی- اعضاداوطلبانه در وظایف خویش درگیر شوند به وسیله شرکت در کارگاه­های آموزشی؛ چرا که این حسموجب می­شود اعضاخود را آغازگری ­­بدانند که  توانایی شناخت و ترسیم راه­های جدید برای یادگیری را دارند و قادر به فعالیت­هایی ابتکاری بوده و حق دارند فکرهای جدید را بیازمایند و به عبارتی، حق انتخاب دارند. براین اساس  به عقاید جدید و ابتکاری اعضای تعاونی اطمینان می­شود.

6. راه­اندازی شبکه­های اجتماعی ابزار قدرتمندی را در اختیار اعضای تعاونی­ها قرار میدهد که بتوانند به همکارانی دسترسی یابند که میان آن­ها نیازها و علایق مشترک وجود دارد و تجربه­های خود را در کمترین زمان ممکن مبادله نمایند. این ارتباط در فعالیت تعاونی­ها می­تواند بسیار کارساز  باشد.

7. ارتباط با همکاران از طریق شبکه­های اجتماعی این امکان را به اعضای تعاونی­ها می‎دهد که به فرصت­های جدید در رابطه با فعالیت تعاونی خود دسترسی آسان داشته باشند.



[1]. Social Capital

[2].Shared Vision

منابع

1. احسن،ک. (1385).تحلیلمقدماتیازطرح مقوله­یمشارکت.تهران:سازمانبرنامهوبودجه.

2. امینی، ا. و رمضانی، م. (1385). بررسی علل و میزان موفقیت شرکت­های تعاونی مرغداران تهران در استان­های مازندران و گلستان. علوم و فنون کشاورزی و منابع طبیعی، 13 (52)، 123-133.

3. امینی، ا.، زینل همدانی، ع. و رمضانی، م. (1387). ارزیابی مهم­ترین مؤلفه­های درون سازمانی در موفقیت شرکت­های تعاونی مرغداران تهران. علوم و فنون کشاورزی و منابع طبیعی، 12(43)،  285-295. 

4. ایمانیجاجرمی،ح. (1380).سرمایهاجتماعیومدیریتشهری.فصلنامهمدیریتشهری،شماره 7.

5. پاتنام، ر. (1377). دموکراسیوسنت­هایمدنی. ترجمه محمدتقیدلفروز. تهران: دفترمطالعات سیاسی وزارتکشور.

6. دیویس ، پ. (1385). مدیریت منابع انسانی در تعاونی­ها-  نظریه، فرآیند و اجرا. ترجمه اصغر بیات. تهران: انتشارات پایگان.

7. رستمی شهربابکی، ح. (1388).  تعاون و سرمایه اجتماعی. تهران: فرهنگ دهخدا.

8. سنگه، پ.) 1388).پنجمینفرماندرمیدانعمل.ترجمه مهدیخادمیگراشیو مسعودسلطانیوعباسرستگار. تهران:انتشاراتآسیا.

9. سیلواراجو، آر. (1384). بی­تفاوتی اعضا و عوامل مؤثر بر عدم مشارکت آن­ها در فعالیت تعاونی. ماهنامه تعاون، شماره 173، 30-32.

10. شعبا­نعلی­فمی، ح.، چوبچیان، ش.، رحیم­زاده، م. و رسولی، ف. (1385). شناخت و تحلیل سازههای موفقیت شرکت­های تعاونی­ زنان در ایران. مطالعات زنان، 4(2)، 89-109.

11. شیخی، م. (1382). بررسی عوامل مؤثر در مشارکت اعضای تعاونی­های کشاورزی. ماهنامه تعاون، شماره 147، 42-46.

12. طالب،م. (1384). اصولواندیشه­هایتعاونی. تهران: انتشارات دانشگاهتهران.

13. علوی تبار، ع. (1379). مشارکت در اداره امور شهرها، بررسی الگوی مشارکت شهروندان در اداره امور شهرها ( تجارب جهانی و ایران). انتشارات سازمان شهرداری­های کشور.

14. قاسمی، و. (1389). مدلسازی معادله ساختاری در پژوهش­های اجتماعی با کاربرد Amos Graphics. تهران: انتشارات جامعه­شناسان.

15. کرمی، ش. (1389). واکاوی عوامل تأثیرگذار بر موفقیت شرکت تعاونی برتر سال 1388 تعاونی 942 شفق (نهالستان سلیمی) شهرستان صحنه. میکروپروژه وزارت تعاون، اداره کل تعاون استان کرمانشاه.

16. کرمی، ش. و آگهی، ح. (1392). تحلیل اثر عوامل فرهنگی_ اجتماعی بر موفقیت تعاونی­های تولیدی محصولات خارج از فصل استان کرمانشاه. فصلنامه تحقیقات اقتصاد و توسعه کشاورزی ایران، ۴۴(2)، 259-269.

17. کرمی، ش. و علی­بیگی، ا. ح. (1392). شناسایی و اولویت­بندی عوامل تأثیرگذار بر توسعه تعاونی­های تولیدی کشاورزی. فصلنامه تعاون و  کشاورزی، 3(10)، 111-141.

18. کیمبرلی، ز. و کراپ، ر.(1385)، اصول و رویکردهای تعاون در قرن  بیست و یکم. ترجمه مرجانه سلطانی. تهران: انتشارات پایگان.

19. مبینی دهکردی، ع.(1386). متدولوژی طراحی و تدوین چشم­انداز ایران 1404.  دومین کنفرانس بین المللی مدیریت استراتژیک. تهران: گروه ناب و مؤسسه مدیریت و توسعه . 22 و 23 آبان.

20. محمدی الیاسی، ق.، رکنی، ن. و طیبی، ک. (1390). نقششبکه­هایاجتماعیدرتشخیصفرصتهای کارآفرینی. فصلنامه توسعهکارآفرینی،3(11)، 7-26.

21. مستعانی، م. (1378). رضایت اعضا کلید موفقیت تعاونی­ها. ماهنامه تعاون، دوره جدید، 98، 4-5.

22. مطلبی قمی، م. (1387). ارزیابی سرمایه اجتماعی در شرکت­های مستقر در مراکز رشد و پارک­های علم و فناوری دانشگاه­های دولتی شهر تهران. پایان­نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران. دانشکده مدیریت. گروه مدیریت.

23. نظام­شهیدی، م. علی­زاده اقدم، ر. (1378). اصول مدیریت تعاونی­ها. تهران: نشر لادن.

24. Agahi, H., & Karami, Sh. (2012). A study of factors effecting social capital management and its impact on success of production cooperatives. Annals of Biological Research,3 (8), 4179-4188.

25. Blanchard, J., & Stoner, J. (2004). The vision thing: Without it you’ll never bوe a world-class organization. Leader to Leader, 31, 21-28. 

26. Bruynis, C., Goldsmith, P. D, Hahn, D. E. & Taylor, W. J. (2001). Critical Success Factors for Emerging Agricultural Marketing Cooperatives. Journal of Cooperatives, 16, 14-24.

27. Field, J (2007). Social capital. Translated by Gholamreza Ghaffari and Hossein Ramezani. Tehran: Kavir Publications.

28. Fukuyama, F. (2000). Social capital and maintain appropriate. Translated by Gholamabbas Tavassoli. Tehran: Iranian Society.

29. Hakelius, K. (1996). Cooperative Values–farmer's Cooperatives in the Minds of the Farmers. Unpublished doctoral dissertation, Swedish University of Agricultural Sciences.

30. Hau, Y. S., Kim, B., Lee, H., & Kim, Y. G. (2013). The effects of individual motivations and social capital on employees’ tacit andexplicit knowledge sharing intentions. International Journal of Information Management, 33,  356– 366.

31. James, K. N., & Isaac, K. (2005), An analysis of Success,failure and demand factors of agricultural cooperatives in Kenya, Strategies and Analysis for Growth and Access. A project of cornell and Clark-Atlanta Universities for Research and technical assistance in Africa, funded by a cooperative agreement with USAID. SAGA brief 9. Pmd.

32. Josef, E., & Winston, B. E. (2005). A correlation of servant leadership, leader trust, and organizational trust. Leadership and Organization Development Journal, 26(1), 6-22.

33. Lutz, M. B. (2011). Trust-based social capital, institutions, and development. The Journal of Socio-Economics, 40 (2011), 335- 346.

34. Molleman, E., & Broekhuis,M. (2001). Socotechnical systems: Towards an organizational Learning approach. Journal of Engineering and Technology Management, 18, 271-294.

35. Nahapiet, J., & Ghoshal, S. (1998). Social capital, intellectual capital, and the organizational advantage, The Academy of Management Review, 23(2), 242- 266.

36. Prell, C., Hubacek, K. & Reed, M. (2007). Stakeholder analysis and social network analysis in natural resource management. Sustainability Research Institute (SRI), School of Earth and Environment, the University of Leeds, Leeds, LS2 9JT, United Kingdom. August, 2007. No. 06.

37. Putenam, R. (1993). Making democracy work –civic traditions in modern Italy. Princeton: Princeton University Press.

38. Putnam, R.D., & Goss, K.A. (2001). Introduction In: Putnam (ed.), Democracies in Flux, The Evolution of Social Capital in Contemporary Society. Oxford University Press.

39. Robertson, M., Collins, A., Medeira N., & Slater, J. (2003). Barriers to start-up and their effect on aspirant entrepreneurs. Education & Training, 45(6), 308-316.

40. Steam, W., Arzlaninan, S., & ELfring, T. (2013). Socialcapitalofentrepreneursandsmallfirmperformance:Ametaanalysisofcontextualandmethodologicalmoderators.JournalofBusinessVenturing, 29: 152-173.

41. Todman, J., &  Dugard, P. (2007).Approaching multivarile analysis an  introduction for psychology. First published. New York: Psychology Press.

42. Tumbo, S. D., Mutabazi, K. D., Masuki, K. F. G., Rwehumbiza, F. B., Mahoo, H. F., Nandi, S. J., & Mowo, J.G. (2013). Social capital and diffusion of water system innovations in the Makanyawatershed, Tanzania. The Journal of  Socio-Economics, 43, 24-36.

43. Wandersman, A., & Florin, P. (2000). Citizen participation and community organizations. In J. Rappaport &E. Seidman (Eds.). New York: Handbook of Community Psychology.

44. Yu, S. H.  (2013). Socialcapital,absorptivecapability,andfirminnovationSocialcapital.Technological Forecasting & Social Change, 80(7),1261-1270.

منابع

1. احسن، ک. (1385). تحلیلمقدماتیازطرح مقوله­یمشارکت. تهران: سازمان برنامه و بودجه.

2. امینی، ا. و رمضانی، م. (1385). بررسی علل و میزان موفقیت شرکت­های تعاونی مرغداران تهران در استان­های مازندران و گلستان. علوم و فنون کشاورزی و منابع طبیعی، 13 (52)، 123-133.

3. امینی، ا.، زینل همدانی، ع. و رمضانی، م. (1387). ارزیابی مهم­ترین مؤلفه­های درون سازمانی در موفقیت شرکت­های تعاونی مرغداران تهران. علوم و فنون کشاورزی و منابع طبیعی، 12(43)،  285-295. 

4. ایمانی جاجرمی، ح. (1380). سرمایه اجتماعی و مدیریت شهری. فصلنامهمدیریتشهری، شماره 7.

5. پاتنام، ر. (1377). دموکراسیوسنت­هایمدنی. ترجمه محمد تقی دلفروز. تهران: دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور.

6. دیویس ، پ. (1385). مدیریت منابع انسانی در تعاونی­ها-  نظریه، فرآیند و اجرا. ترجمه اصغر بیات. تهران: انتشارات پایگان.

7. رستمی شهربابکی، ح. (1388).  تعاون و سرمایه اجتماعی. تهران: فرهنگ دهخدا.

8. سنگه، پ.) 1388). پنجمینفرماندرمیدانعمل. ترجمه مهدی خادمی گراشی و مسعود سلطانی و عباس رستگار. تهران: انتشارات آسیا.

9. سیلواراجو، آر. (1384). بی­تفاوتی اعضا و عوامل مؤثر بر عدم مشارکت آن­ها در فعالیت تعاونی. ماهنامه تعاون، شماره 173، 30-32.

10. شعبا­نعلی­فمی، ح.، چوبچیان، ش.، رحیم­زاده، م. و رسولی، ف. (1385). شناخت و تحلیل سازه‎های موفقیت شرکت­های تعاونی­ زنان در ایران. مطالعات زنان، 4(2)، 89-109.

11. شیخی، م. (1382). بررسی عوامل مؤثر در مشارکت اعضای تعاونی­های کشاورزی. ماهنامه تعاون، شماره 147، 42-46.

12. طالب، م. (1384). اصول و اندیشه­های تعاونی. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

13. علوی تبار، ع. (1379). مشارکت در اداره امور شهرها، بررسی الگوی مشارکت شهروندان در اداره امور شهرها ( تجارب جهانی و ایران). انتشارات سازمان شهرداری­های کشور.

14. قاسمی، و. (1389). مدلسازی معادله ساختاری در پژوهش­های اجتماعی با کاربرد Amos Graphics. تهران: انتشارات جامعه­شناسان.

15. کرمی، ش. (1389). واکاوی عوامل تأثیرگذار بر موفقیت شرکت تعاونی برتر سال 1388 تعاونی 942 شفق (نهالستان سلیمی) شهرستان صحنه. میکروپروژه وزارت تعاون، اداره کل تعاون استان کرمانشاه.

16. کرمی، ش. و آگهی، ح. (1392). تحلیل اثر عوامل فرهنگی_ اجتماعی بر موفقیت تعاونی­های تولیدی محصولات خارج از فصل استان کرمانشاه. فصلنامه تحقیقات اقتصاد و توسعه کشاورزی ایران، ۴۴(2)، 259-269.

17. کرمی، ش. و علی­بیگی، ا. ح. (1392). شناسایی و اولویت­بندی عوامل تأثیرگذار بر توسعه تعاونی­های تولیدی کشاورزی. فصلنامه تعاون و  کشاورزی، 3(10)، 111-141.

18. کیمبرلی، ز. و کراپ، ر.(1385)، اصول و رویکردهای تعاون در قرن  بیست و یکم. ترجمه مرجانه سلطانی. تهران: انتشارات پایگان.

19. مبینی دهکردی، ع.(1386). متدولوژی طراحی و تدوین چشم­انداز ایران 1404.  دومین کنفرانس بین المللی مدیریت استراتژیک. تهران: گروه ناب و مؤسسه مدیریت و توسعه . 22 و 23 آبان.

20. محمدی الیاسی، ق.، رکنی، ن. و طیبی، ک. (1390). نقش شبکه­های اجتماعی در تشخیص فرصت‎های کارآفرینی. فصلنامه توسعهکارآفرینی، 3(11)، 7-26.

21. مستعانی، م. (1378). رضایت اعضا کلید موفقیت تعاونی­ها. ماهنامه تعاون، دوره جدید، 98، 4-5.

22. مطلبی قمی، م. (1387). ارزیابی سرمایه اجتماعی در شرکت­های مستقر در مراکز رشد و پارک­های علم و فناوری دانشگاه­های دولتی شهر تهران. پایان­نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران. دانشکده مدیریت. گروه مدیریت.

23. نظام­شهیدی، م. علی­زاده اقدم، ر. (1378). اصول مدیریت تعاونی­ها. تهران: نشر لادن.

24. Agahi, H., & Karami, Sh. (2012). A study of factors effecting social capital management and its impact on success of production cooperatives. Annals of Biological Research,3 (8), 4179-4188.

25. Blanchard, J., & Stoner, J. (2004). The vision thing: Without it you’ll never bوe a world-class organization. Leader to Leader, 31, 21-28. 

26. Bruynis, C., Goldsmith, P. D, Hahn, D. E. & Taylor, W. J. (2001). Critical Success Factors for Emerging Agricultural Marketing Cooperatives. Journal of Cooperatives, 16, 14-24.

27. Field, J (2007). Social capital. Translated by Gholamreza Ghaffari and Hossein Ramezani. Tehran: Kavir Publications.

28. Fukuyama, F. (2000). Social capital and maintain appropriate. Translated by Gholamabbas Tavassoli. Tehran: Iranian Society.

29. Hakelius, K. (1996). Cooperative Values–farmer's Cooperatives in the Minds of the Farmers. Unpublished doctoral dissertation, Swedish University of Agricultural Sciences.

30. Hau, Y. S., Kim, B., Lee, H., & Kim, Y. G. (2013). The effects of individual motivations and social capital on employees’ tacit andexplicit knowledge sharing intentions. International Journal of Information Management, 33,  356– 366.

31. James, K. N., & Isaac, K. (2005), An analysis of Success,failure and demand factors of agricultural cooperatives in Kenya, Strategies and Analysis for Growth and Access. A project of cornell and Clark-Atlanta Universities for Research and technical assistance in Africa, funded by a cooperative agreement with USAID. SAGA brief 9. Pmd.

32. Josef, E., & Winston, B. E. (2005). A correlation of servant leadership, leader trust, and organizational trust. Leadership and Organization Development Journal, 26(1), 6-22.

33. Lutz, M. B. (2011). Trust-based social capital, institutions, and development. The Journal of Socio-Economics, 40 (2011), 335- 346.

34. Molleman, E., & Broekhuis,M. (2001). Socotechnical systems: Towards an organizational Learning approach. Journal of Engineering and Technology Management, 18, 271-294.

35. Nahapiet, J., & Ghoshal, S. (1998). Social capital, intellectual capital, and the organizational advantage, The Academy of Management Review, 23(2), 242- 266.

36. Prell, C., Hubacek, K. & Reed, M. (2007). Stakeholder analysis and social network analysis in natural resource management. Sustainability Research Institute (SRI), School of Earth and Environment, the University of Leeds, Leeds, LS2 9JT, United Kingdom. August, 2007. No. 06.

37. Putenam, R. (1993). Making democracy work –civic traditions in modern Italy. Princeton: Princeton University Press.

38. Putnam, R.D., & Goss, K.A. (2001). Introduction In: Putnam (ed.), Democracies in Flux, The Evolution of Social Capital in Contemporary Society. Oxford University Press.

39. Robertson, M., Collins, A., Medeira N., & Slater, J. (2003). Barriers to start-up and their effect on aspirant entrepreneurs. Education & Training, 45(6), 308-316.

40. Steam, W., Arzlaninan, S., & ELfring, T. (2013). Social capital of entrepreneurs and small firm performance: A meta analysis of contextual and methodological moderators. JournalofBusinessVenturing, 29: 152-173.

41. Todman, J., &  Dugard, P. (2007). Approaching multivarile analysis an  introduction for psychology. First published. New York: Psychology Press.

42. Tumbo, S. D., Mutabazi, K. D., Masuki, K. F. G., Rwehumbiza, F. B., Mahoo, H. F., Nandi, S. J., & Mowo, J.G. (2013). Social capital and diffusion of water system innovations in the Makanya watershed, Tanzania. The Journal of  Socio-Economics, 43, 24-36.

43. Wandersman, A., & Florin, P. (2000). Citizen participation and community organizations. In J. Rappaport &E. Seidman (Eds.). New York: Handbook of Community Psychology.

44. Yu, S. H.  (2013). Social capital, absorptive capability, and firm innovation Social capital. Technological Forecasting & Social Change, 80(7),1261-1270.