بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت اعضای تعاونی‏های تولیدی کشاورزی و مقایسة آن با تعاونی‌های تولیدی صنعتی در استان تهران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 نویسنده اول

2 نویسندۀ مسئول

3 نویسنده سوم

4 نویسنده چهارم

چکیده

هدف این تحقیق پیمایشی بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت اعضای تعاونی‎های تولیدی کشاورزی و مقایسة آن با تعاونی‎های صنعتی در استان تهران است. به این منظور، داده‏ها با استفاده از پرسش‏نامۀ محقق ساخته جمع‏آوری شد. جامعۀ آماری این پژوهش کلیۀ اعضای تعاونی‏های استان تهران یعنی16960 عضو بوده است. از میان این تعداد، 400 نفر با استفاده از روش نمونه‏گیری خوشه‏ای چند مرحله‏ای برای پاسخ به پرسش‏نامه‏ها انتخاب شدند. یافته‏ها نشان داد که میزان مشارکت در تعاونی‏های تولیدی استان تهران با میانگین 46 از  100 در حد پایین است. در مقام مقایسه، مشارکت در تعاونی‏های صنعتی با میانگین 52 بیشتر از مشارکت در تعاونی‏های کشاورزی با میانگین 37 است. میزان مشارکت اعضا در تعاونی‏ها به ترتیب با متغیرهای سرمایۀ اجتماعی، باورهای مشترک، آگاهی از اصول تعاونی، میزان ذهنیت وابسته به دولت (دولت‏گرایی) اعضای تعاونی، سود دریافتی از تعاونی و پایگاه اجتماعی اعضای تعاونی همبستگی معنی‏دار دارد. در کل، متغیرهای مذکور قادرند 39% تغییرات میزان مشارکت اعضای تعاونی‏های‏کشاورزی را پیش بینی کنند. گفتنی است از نظریه‏های مشارکت و سرمایۀ اجتماعی برای تبیین یافته‏ها استفاده شد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Investigating the Social Factors that Influence Participation in Agricultural Cooperatives and Comparison with Industrial Cooperatives in Tehran Province

نویسندگان [English]

  • H Ansari 1
  • M Jourablou 2
  • N Pourafkari 3
  • A Hashemianfar 4
چکیده [English]

This main purpose of this study was to investigate the factors that influence the participation in agricultural cooperatives and comparing with industrial cooperatives in Tehran province. Using survey method the data collected by administrating self- constructed questionnaire. The population of this study included all the members of the cooperatives in Tehran province 16,960. Using Multi-stage cluster sampling 400 members were randomly selected to answer the questionnaires. Findings indicated that the mean average of participation for all respondents were 46 on a scale from zero to hundred. Also, mean average of participation for members of agricultural cooperatives was 37. Also it was found that the social capital, the shared beliefs of members of cooperatives, the amount of dividends received from cooperatives, the amount of awareness from cooperative principles, the amount of mental dependence to state union and the social statues had significant relation with participation of all members of productive cooperatives. Also, regression analysis showed that all independent variables had significant effect on the variance of participation for all members of productive cooperatives with 39% coefficient. The results were explained by applying implications of sociological theories of participation and theories of social capital.

کلیدواژه‌ها [English]

  • participation
  • Social Capital
  • Agricultural cooperatives
  • Industrial Cooperatives
  • Shared Beliefs
  • awareness

مقدمه

به لحاظ تاریخی، در مناسبات اقتصادی-اجتماعی ایران، شکل‏های سنتی همکاری‏های تعاونی، به ویژه در بخش کشاورزی، حضور پررنگی داشتند. از سال 1314 اولین اشکال تعاونی مدرن ایران در روستای داورآباد گرمسار شکل گرفت، ولی تا کنون بخش تعاون نتوانسته است جایگاه درخوری در اقتصاد و اجتماع ایران به دست آورد. در واقع، تعاون نتوانسته است عملاً به سامانه­ای برای جلب مشارکت فعال مردمی در حوزه اقتصادی- اجتماعی بدل شود.

با توجه به این مهم که توسعه و رونق بخش کشاورزی هم به طور مستقیم در توسعۀ اقتصادی کشور تأثیر مثبت دارد و هم با کاهش مهاجرت روستاییان به شهرهای بزرگ از مشکلات کلان شهرها می‏کاهد، اهمیت تعاونی­های کشاورزی به عنوان بستری برای سامان دادن به مشارکت­های مردمی در مسیر توسعۀ اقتصادی بیشتر روشن می شود. نظریه‏پردازان تعاون نیز گسترش تعاونی­های کشاورزی را یکی از مؤثرترین شیوه­ها برای کاهش فقر و توسعۀ مناطق روستایی می‏دانند؛ برای نمونه، کانتورو (Kuntoro, 2006) معتقد است که تعاونی­ها فرصت­هایی را به کشاورزان می­دهند که واحدهای کوچک تجاری خود را بهبود بخشند. نادسون و همکاران (Knudson et al., 2004) نیز اعتقاد دارند باید توسعة محصولات نوآورانه و کسب و کار جدید در کشاورزی یک اولویت اساسی در سیاست­گذاری­ها باشد و ایجاد بازارهای جدید و روند رو به رشد نوآوری در محصولات نیز همین ضرورت را ایجاب می­کند. بنابراین، با ایجاد و ارتقای تعاونی­های تولیدی و افزایش مشارکت روستاییان در آن‏ها می­توان در راستای توسعه و گسترش محصولات نوآورانه و کسب و کار جدید در روستاها، پیشبرد برنامه­­ای توسعة روستایی، اشتغال پایدار و کنترل مهاجرت اقدام کرد. لیکن موفقیت تعاونی های کشاورزی بستگی زیادی به میزان و عمق مشارکت مردمی در آن‏ها دارد. مطالعات نشان از آن دارند که میزان مشارکت مردمی مهم‎ترین عامل موفقیت و پایداری تعاونی‏های کشاورزی است (Shufang & Leonard, 1998 و انصاری، 1383؛ پیش بین، 1391). همچنین این بررسی­ها حاکی از آن هستند که میزان مشارکت در تعاونی‎های کشاورزی ایران کمتر از گذشته شده است.

صاحب‏نظران معتقدند تعاونی‏های کشاورزی ظرفیت‏های ارزشمندی برای رونق بخشیدن به بخش کشاورزی دارند. این تعاونی‏ها فرصت مناسبی برای مشارکت کشاورزان، همکاری آنان در زمینه های مختلف، انتقال تجربیات و آموزش شیوه ها و رویکردهای علمی در امر کشاورزی و بازاریابی به وجود می آورند.  (بلک برن، 1380؛ شهبازی، 1381 و Roling, 2003). در ایران نیز تعاونی‏های کشاورزی فرصت‏های مناسبی برای همکاری، آموزش و رونق اقتصادی بخش کشاورزی به وجود آورده‏اند، اما پژوهش‏ها دلالت بر این دارند که موانع موجود بر سر راه مشارکت فعال کشاورزان در تعاونی‏های کشاورزی شکست یا رکود تعاونی‏های کشاورزی را به همراه داشته است. چنین وضعیتی این پرسش را مطرح می­سازد که چه مانعی بر سر راه مشارکت مؤثر اعضای تعاونی­ها و ایفای نقش مؤثرتر بخش تعاون در اقتصاد کشور وجود دارد؟ به عبارتی، چرا بخش تعاون نتوانسته است کانال مناسبی برای هدایت ظرفیت‌های اجتماعی و مشارکت مردم در طرح توسعۀ اجتماعی- اقتصادی فراهم نماید؟ این پرسش وقتی برجسته می‌شود که به این واقعیت توجه شود که با وجود اهتمام دولت به توسعۀ بخش کشاورزی، تأکید بر رونق تعاونی های کشاورزی، وجود ظرفیت‌های بالقوه در کشاورزی کشور و وجود زمینه‌های مناسب برای سرمایه گذاری در این بخش، عملاً مشارکت اعضای تعاونی‌های کشاورزی از سطح عضویت ساده و مشارکت انفعالی فراتر نمی رود، در حالی که به دلیل ماهیت مردمی تعاونی­ها، توسعه تعاونی­ها بدون مشارکت فعالانه اعضای آن‏ها میسر نمی باشد.

با توجه به مطالب پیش‎گفته، مقاله حاضر به دنبال بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت اعضای تعاونی­های کشاورزی و مقایسة آن با اعضای تعاونی های صنعتی است. 

با الهام از مبانی نظری و تجربی (برای نمونه: Bhuyan , 1998 ؛ John et al., 2001؛ Scrimgeour, 2006 و آذری و همـکاران، 1388؛  نکویی نائینی و همکاران، 1388)، در این مقاله نقش عواملی همچون سرمایۀ اجتماعی، باورهای مشترک، آگاهی، سود دریافتی، پایگاه اجتماعی و برخی متغیرهای زمینه­ای بررسی شده است. بنابراین، پژوهش حاضر به دنبال بررسی این پرسش است که هر کدام از عوامل مطرح شده به چه میزان و با چه سازوکاری با مشارکت اعضا در تعاونی‌های کشاورزی مرتبط و بر آن اثرگذارند؟ همچنین از این نظر، وضعیت تعاونی‏های کشاورزی در مقایسه با تعاونی‏های صنعتی چگونه است؟

 

مبانی نظری و مفاهیم

در مبانی نظری، ابتدا مفاهیم اصلی و سپس مهم‏ترین دلالت های نظری به کار رفته ارائه و شرح داده شده است. 

تعاونی: در اغلب تمدن­ها و جوامع قدیمی و سنتی می‏توان اشکالی از همکاری­های تعاونی و گروه­های یاریگری را پیدا نمود که تا حدودی به تعاونی‏های امروزی شبیه هستند. در جامعۀ سنتی ایران نیز می توان اشکال سازمان‏یافته­ای از همکاری­های تعاونی به‏ویژه در روستاها را مشاهده کرد (کلباسی،1368).  

تعاریف متعددی از تعاونی ارائه شده است که با وجود اختلافات، نقاط مشترک زیادی در بین آن‏ها وجود دارد. بیرچال در کتاب «تعاونی و اهداف توسعۀ هزارۀ سوم»، تعاونی‌ها را اساساً سازمان‌های عضومحور می داند که نوع متمایزی از سازمان با حقوق ویژه خود هستند. به نظر وی، در تاریخ تکامل سازمان‌های مدرن، تعاونی‌ها حداقل دارای قدمتی معادل سایرین بوده و به لحاظ قانونی نیز تفاوتی با بقیۀ سازمان‌ها ندارند (بیرچال، 1378).

مشارکت: به طور کلی، "مشارکت درگیری ذهنی و عاطفی اشخاص در موقعیت­های گروهی است که آنان را برمی­انگیزد تا برای دستیابی به هدف­های گروهی یکدیگر را یاری دهند و در مسئولیت کار شریک شوند" (نوذرپور،1380). در این تعریف، سه جزء مهم وجود دارد: درگیر شدن، یاری دادن و مسئولیت.

در ادامه، خلاصه­ای از مهم‏ترین قالب های نظری موجود در زمینۀ مشارکت، که در این مقاله از دلالت­های آن‏ها استفاده شده است، ارائه می­شود.

نظریۀ انتخاب عقلانی: نظریه انتخاب عقلانی[1]، که داونز و اولسون[2] آن را مطرح کردند، انگیزه­های اقتصادی را مورد تأکید قرار می­دهد. داونز یک فرد محاسبه‏گر عقلانی را مطرح می‌سازد که می‌کوشد هزینه‌ها را به حداقل و منافع را به حداکثر برساند. اولسن نیز استدلال می‌کند که نفع شخصی عقلانی، فرد را وادار به تحلیل هزینه - فایدۀ مشارکت در گروه یا عمل جمعی می‌کند و یادآور می‌شود که منافعی که از عمل گروهی به دست می‌آید، لزوماً فقط در دسترس اعضای گروه نیست (راش، 1377).

نظریۀ تعاملی: این نظریه مشارکت را در کنش‏های متقابل افراد جستجو می کند و به عواملی مثل عضویت در گروه، درگیری و نقش پذیری توجه می کند (شایان مهر، 1377). تأکید مهم نظریۀ تعاملی بر جامعه‏پذیری در جریان تعامل فرد با دیگران به یادگیری ارزش هایی همچون روحیۀ همکاری، عام گرایی و کارجمعی کمک می کند که پایه های اجتماعی تعاونی هستند.

نظریۀ سرمایۀ اجتماعی: از نظر کلمن (1377)، سرمایۀ اجتماعی دارای دو جزء اساسی به نام پیوند و اعتماد است که می تواند شامل منابع و امکانات اجتماعی باشد (شارع­پور،1386). منظور از پیوند، ارتباطات و بستگی‌های فرد با افراد، گروه ها و درگیری در شبکه‌های مختلف اجتماعی است. اعتماد نیز نشان‏دهندۀ اطمینان به هنجارهای کنش در روابط اجتماعی است. مؤلفه‌های سرمایۀ اجتماعی با فراهم آوردن زمینه‌های کنش اجتماعی فرد، موجب تسهیل مشارکت اجتماعی وی می شوند.

برخی از صاحب نظران معتقدند که زیباترین جلوۀ سرمایۀ اجتماعی در فعالیت‌های تعاونی قابل مشاهده است (اطهری و علی بیگی، 1389). اونیو و جونز (Onyewu & Jones, 2003) بر این باورند که کم­رنگ شدن ارزش های تعاونی بیشتر به دلیل کاهش سرمایۀ اجتماعی است، زیرا سرمایۀ اجتماعی به تسهیل مشارکت اعضا در تعاونی، دریافت و ارائۀ اطلاعات، عضویت طولانی‏تر، پذیرش مسئولیت، نظارت، تعهد و درگیری بیشتر منجر می شود (ضیائی و همکاران، 1390).

دولت و تعاونی: یکی از اصول مهم تعاون استقلال آن از دولت است؛ به عبارتی، تعاونی، بیشتر یک تشکل مدنی است و در جامعۀ مدنی ریشه دارد. نبود جامعۀ مدنی قدرتمند موجب وابستگی تعاونی به دولت و بسط تصدی‏گری دولتی در آن می‏شود. از سوی دیگر، وجود روحیۀ دولت­گرایی بالا یا ذهنیت وابسته به دولت، عدم استقلال تشکل­های حرفه­ای و اصناف از دولت و تشکیل تعاونی­های اولیه با فرمان دولتی، از مهم‏ترین عوامل شکست تعاونی­ها بوده‏اند.

حاکمیتِ ذهنیت وابسته به دولت به ویژه در بین روستاییان، فرصت مناسبی برای دخالت کارشناسی نشدۀ دولت در بخش تعاون به وجود آورده که این خود به تضعیف خودیاری و مشارکت مردمی در تعاونی ها منجر شده و شرکت‌های تعاونی را به دریافت کنندۀ صرف اعتبارات و کمک‌های دولتی تبدیل کرده است.  

 

مروری بر پژوهش‏های پیشین

انصاری (1381) در پژوهش موردی خود بر تعاونی کشاورزی شباهنگ در شهریار - که با تکیه بر ترکیبی از روش های اسنادی و میدانی انجام شد- پس از مطالعۀ عمیق به این نتیجه رسید که مشارکت فعال اعضا از مهم‏ترین عوامل موفقیت این تعاونی بوده است. وی متوجه شد عواملی مثل توجه به نیازهای جامعۀ محلی کشاورزان، توانایی مدیران، پویایی سازمانی، و منظم و مشخص بودن فعالیت ها در جلب مشارکت افراد مؤثر بوده‏اند.

ساریخانی و طه (1382) در بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت زنان در تعاونی‏های روستایی استان کرمانشاه به این نتیجه رسیدند که مشارکت زنان در تعاونی ها بیشتر در زمینه‏های اقتصادی است. عواملی مثل سن، دریافت سود بیشتر، پایگاه اجتماعی، آگاهی و سرمایه گذاری افزون‏تر به مشارکت بیشتر زنان منجر می شود.

صبوری (1384) نشان داد که تعاونی‏ها نقش مهمی در گسترش دانش و اطلاعات کشاورزی در مناطق روستایی از طریق برانگیختن همیاری و مشارکت بین افراد محلی و استفاده حداکثری از امکانات محلی دارند.

غیاثوند غیاثی (1390) در بررسی موانع توسعۀ اشتغال در تعاونی­های تولیدی کشاورزی در 6 منطقۀ کشور با نمونۀ آماری 300 نفری به این نتیجه رسید که 7 عامل زیربنایی در عدم توسعۀ اشتغال در بخش تعاون عبارت‏اند از: مشکلات اطلاع‏رسانی، مشکلات مالی، ساختار نامناسب، ضعف بازاریابی و فروش، مسائل مدیریتی و محدودیت های قانونی.

رحمانی فیروزجاه و سهرابی (1390) در مطالعه‏ای به این نتیجه رسیدند که تعاونی­های کشاورزی نقش مهمی در تشکیل و تقویت سرمایۀ اجتماعی در بین روستاییان استان مازندران دارند. باور به اصول و ارزش های تعاون موجب تقویت سرمایۀ اجتماعی و مشارکت بیشتر اعضا در امور تعاونی می شود.

طلایی (1391) در پژوهشی نتیجه گرفت تعاونی­ها بستر مناسبی برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات در بین کشاورزان به وجود می آورند و تعاونی‏هایی که به مشارکت در زمینۀ دانش و آموزش توجه دارند موفق ترند. 

جان و همکاران (Johen et al. 2001) سه اصل سود و خدمات بهتر، آزادی عضویت و رعایت انصاف و عدالت را از اصول مهم و مؤثر در موفقیت تعاونی‌ها ارزیابی کردند. با توجه به اینکه این سه عامل از عوامل مؤثر در افزایش مشارکت افراد به حساب می‏آیند، می‏توان از آن‏ها در تبیین مشارکت در تعاونی‌های تولیدی نیز سود برد.

کارلو و همکارانش (Carlo et al., 2000) عواملی از قبیل روحیۀ فردگرایی، عدم همکاری اعضا، نبود مسئولیت در اعضا، ناآگاهی اعضا، غفلت از اصول تعاون و غیره را از عوامل اصلی رکود و مشارکت پایین در تعاونی‌ها ذکر کرده‏اند. بویان (Bhuyan, 2000) نیز عدم پایبندی اعضـا بـه تعـاونی را مـوانـع اصـلی تـوسـعۀ تـعاونـی‌ها دانستـه است. در مطالعه‏ای دیگر، بویان
(Bhuyan, 1998) پیروی از اصول‎اساسی تعاون را عامل مؤثر در موفقیت تعاونی ذکر کرده است.

اسکریمژور و همکاران (Scrimgeour et al., 2006) معتقدند که عوامل کلی و اساسی مؤثر بر موفقیت شرکت‌های   تعاونی کشاورزی در مشارکت بیشتر اعضا عبارت‎اند از: عوامل دولتی، عوامل تجاری، عوامل فنی، عوامل ادراکی و عوامل اجتماعی. در میان عوامل اجتماعی متغیرهای اصلیِ هنجارها و انتظارات اجتماعی، تعاملات اجتماعی و  ارزش‏های اجتماعی بر موفقیت و عملکرد شرکت‌های کشاورزی اثرگذار بودند.

کروز و هندفیلد (Krause & Handfield, 2006) در بررسی تعیین مؤلفه‌های سرمایۀ اجتماعی اثرگذار بر عملکرد شرکت‏های آمریکایی، سرمایة شناختی (آگاهی اجتماعی)، مشارکت اجتماعی، انسجام اجتماعی و افزایش تعاملات اجتماعی را بر بهبود عملکرد  (بهبود درآمد، کیفیت فعالیت و ارائه محصول و پیچیدگی کار) شرکت ها اثربخش معرفی دانسته‎اند.

مطالعات تجربی با الهام گرفتن از اندیشه­های تعاون و نظریه­های مشارکت به صورت تجربی دریافتند که مشارکت در تعاونی‏ها به عوامل متعددی بستگی دارد. در این بین، نقش عوامل اجتماعی- فرهنگی انکارناپذیر است. عوامل اجتماعی، به ویژه مؤلفه‏های سرمایۀ اجتماعی و وجود ارزش‏های همیارانه، به مشارکت بیشتر و در نتیجه رونق تعاونی‏ها می‏انجامد. در کل، موفقیت تعاونی‏ها در اغلب جوامع بستگی به موفقیت آن‏ها در برقراری پیوندهای مستحکم با اجتماع محلی و استفاده از سرمایه و منابع اجتماع محلی برای رونق بخشیدن به مشارکت دارد.

 

روش تحقیق

مطالعۀ حاضر از نوع مطالعات مقطعی است. با توجه به ماهیت متغیرها و اهداف تحقیق، روش انتخابی تحقیق برای سنجش میزان ارتباط موجود بین متغیرهای مستقل و وابسته (مشارکت در تعاونی‌های کشاورزی)، روش پیمایش است که با هدف توصیف و تبیین رابطة مذکور و تعمیم یافته­های تحقیق با سطح اطمینان بالا اجرا می‌شود. واحد مشاهده و تحلیل در این تحقیق هر یک از اعضای تعاونی‌های مورد مطالعه هستند که به عنوان نمونه انتخاب می‌شوند. ابزار گردآوری داده در این تحقیق پرسش‎نامه محقق ساخته ‏است که برای تأیید روایی آن، پس از مطابقت شاخص ها با نظریه ها و شاخص‏های موجود، از نظر استادان و کارشناسان و برای تأیید پایایی پرسش‏نامه از روش آلفای کرونباخ برای هر یک از شاخص ها استفاده شد.

 

جامعۀ آماری تحقیق

جامعۀ آماری این تحقیق 16960 نفر است که در 810 تعاونی تولیدی استان تهران عضویت دارند. از این تعداد، 395 تعاونی کشاورزی (فعال و نیمه فعال) و 415 تعاونی صنعتی (فعال و تقریباً فعال) هستند. تعاونی­های تولیدی کشاورزی در مجموع 7790 عضو دارند که 46% جامعه آماری را شامل می شوند. تعاونی­های تولیدی صنعتی 9170 عضو دارند که 54% جامعه آماری را شامل می‏شوند. با استفاده از فومول کوکران برای جمعیت بزرگ تعداد نمونه تحقیق 383 نفر برآورد شد ولی با پیش بینی احتمال ریزش بالای نمونه و پراکندگی جغرافیایی، در حدود 5 درصد به این تعداد اضافه شد تا نمونه اصلی به 400 نفر برسد. برای نمونه‏گیری از روش خوشه‏ای چندمرحله­ای استفاده شد به این ترتیب که ابتدا از بین 15 شهرستان استان تهران 10 شهرستان (دو سوم استان) و در مرحله بعد از هر شهرستان دو تعاونی یعنی در مجموع 20 تعاونی برای نمونه‏گیری انتخاب شدند که شامل 10 تعاونی کشاورزی و 10 تعاونی صنعتی بودند. در مرحله بعد، با رعایت منطق نمونه گیری متناسب با حجم، از هریک از تعاونی­های برگزیدة هر شهرستان، با رعایت سهم شهرستان در جامعه آماری، اعضای نمونه انتخاب شدند.

تعاونی‏های گروه کشاورزی از نظر گرایش عبارت بودند از: گیاهان دارویی، زراعت، پرورش گل و گیاه، زنبورداری، باغداری، زراعت، مرغداری و جوجه‏کشی، پرورش ماهی، مرتع‏داری، و خوراک دام و طیور.

تعاونی‏های گروه صنعتی از نظر گرایش عبارت بودند از: صنایع فلزی، صنایع ماشین سازی، صنایع شیمیایی و سلولزی، صنایع دستی و فرش، صنایع پوشاک،  صنایع ساختمانی و عمرانی، صنایع معدنی (تولید شن و ماسه) و صنایع غذایی.

 

تعریف متغیرهای اصلی تحقیق

متغیر وابسته (میزان مشارکت اعضای تعاونی)

در هر مشارکتی سه عنصر اصلی درگیرشدن، یاری‌دادن و مسئولیت وجود دارد (نوذرپور،1380). در این تحقیق، مشارکت در تعاونی در دو بُعد ذهنی (گرایشی) و عینی (رفتاری) تعریف شده است.

بعد ذهنی (گرایشی): این بعد به روحیۀ مشارکتی، احساس تأثیرگذاری، آمادگی و علاقه‏مندی فرد به مشارکت توجه دارد. شاخص بعد ذهنی از 7 گویه در طیف لیکرت 5 گزینه‏ای (کاملاً مخالفم، مخالفم، نظری ندارم، موافقم، کاملاً موافقم) تشکیل شده است. بیشترین نمره در این شاخص 35 و کمترین 7 است (گویه های 1 تا 7 جدول 1). میزان ضریب آلفای کرونباخ برای پایایی این شاخص 70/0 بوده است. 

بعد عینی (رفتاری): بر سطح مشارکت فرد که قابل‌مشاهده است ناظر می‌باشد. در این تحقیق، برای کمی‌سازی بُعد ­رفتاری مشارکت اعضا در تعاونی، از مؤلفه های خاص استفاده شده است که عبارت‏اند از: تعداد سهام عضو، تعداد جلساتی که عضو شرکت کرده است، تعداد مسئولیت هایی که عضو پذیرفته است، تعداد کارهای اجرایی و تعداد پیشنهادات و تذکراتی که عضو داده است. میزان ضریب آلفای کرونباخ برای پایایی این شاخص 87/0 بوده است.  

مجموع نمرة پاسخگو در شاخص های ذهنی و عینی نشان دهنده نمره مشارکت وی در تعاونی است. میزان ضریب آلفای کرونباخ برای پایایی شاخص کلی مشارکت 82/0 بوده است. 

 

جدول 1. گویه‏ها شاخص های هر یک از متغیرهای تحقیق

ابعاد

گویه‌ها

ردیف

بعد ذهنی مشارکت در تعاونی ها

علاقه‎مندم در گردهمایی­ها و جلسات تعاونی شرکت کنم.

1

مایل هستم مسئولیت­هایی مثل (هیئت مدیره، مدیرعامل و یا بازرس) را بپذیریم. 

2

تمایل چندانی به پذیریش فعالیت‌های اجرایی تعاونی ندارم.  

3

این تعاونی بدون حضور من هم پیشرفت خواهد کرد.

4

به نظارت بر فرایند مدیریت تعاونی علاقه دارم. 

5

به پیشنهاد دادن، تذکر دادن و مشاوره‌ دادن در امور مختلف تعاونی علاقه‌مندم. 

6

معتقدم اگر من در این تعاونی نباشم بسیاری از کارها زمین می‌ماند.

7

شاخص باورهای مشترک اعضای تعاونی

باید فرصتی پیش بیاید که همه اعضای تعاونی در مدیریت تعاونی تأثیر بگذارند.

8

معتقدم که همه اعضا در مدیریت تعاونی باید حضوری فعال داشته باشند.

9

همه اعضا باید در نظارت و کنترل تعاونی دخالت فعال داشته باشند.

10

دخالت  همه اعضا در کارها باعث ایجاد اختلاف و انجام نشدن صحیح امور می شود.

11

معتقدم سرمایه و منابع لازم برای فعالیت تعاونی باید توسط خود اعضا تأمین شود.

12

گویه های شاخص سرمایه اجتماعی

به مدیریت تعاونی اعتماد دارم.

13

اطمینان دارم که مقررات در این تعاونی رعایت می شوند. 

14

به تصمیم‏هایی که هیئت مدیره می گیرند اطمینان ندارم.

15

به کارکنان این تعاونی اطمینان دارم.

16

اعتماد کردن به افراد در این تعاونی آسان نیست. 

17

من روابط صمیمانه ای با مدیر عامل تعاونی دارم.

18

با اغلب کارکنان این تعاونی دوست هستم.

19

اگر مشکلی داشته باشم می توانم از کارکنان این تعاونی تقاضای کمک کنم.

20

هیئت مدیره از مشکلات کارکنان و اعضای تعاونی اطلاع ندارد. 

21

گویه های شاخص استقلال تعاونی از دولت

تعاونی ها به حمایت و نظارت دولت وابسته هستند.

22

روی هم رفته، تعاونی هایی که زیر نظر وزارت تعاون اداره می‌شوند موفق­ترند.    

23

تعاونی های موفق از تسهیلات دولتی بیشتری استفاده کرده‌اند.

24

تعاونی باید با برنامه های اقتصادی دولت هماهنگ شود. 

25

تعاونی باید از کمک‌های فنی و اعتباری وزارت تعاون بهره‌مند شود.

26

متغیرهای مستقل

سرمایة اجتماعی: در این تحقیق، سرمایة اجتماعی با تکیه بر مهم‏ترین مؤلفه‌های آن یعنی اعتماد و روابط اجتماعی درون تعاونی تعریف عملیاتی و سنجیده شده است. شاخص اعتماد از نشان‌گرهای اعتماد به تعاونی، مقررات و تصمیم‌گیری­ها و در نهایت اعتماد به افرادی که عضو با آن‌ها در تماس رودروست تشکیل شده است. روابط اجتماعی عضو با دیگر اعضای تعاونی مؤلفه دوم سرمایه اجتماعی است. شاخص سرمایة اجتماعی از 9 گویه در طیف لیکرت 5 گزینه‏ای یادشده تشکیل گردیده که طبعاً بیشترین نمره در آن 45 و کمترین 9 است (گویه های 13تا 21 جدول 1). میزان آلفای کرونباخ برای پایایی این شاخص 83/0 بوده است. 

باورهای مشترک: در این تحقیق، برای تعریف عملیاتی و سنجش باورهای مشترک، به اصول و اهداف تشکیل تعاونی با توجه به وضعیت اجتماعی جامعه توجه شده است گه به این منظور، گویه‌های مرتبط با موضوعات باور به کار جمعی و گروهی، تأمین منابع لازم به صورت مشترک، باور به نظارت مشترک و باور به مدیریت جمعی مطرح شدند. برای سنجش این مفهوم از شاخصی در طیف لیکرت 5 گزینه‏ای با 5 گویه (گویه‏های 8 تا 12 جدول 1) استفاده شده است که بیشترین نمره در آن 25 و کمترین 5 است. میزان آلفای کرونباخ برای پایایی این شاخص 75/0 بوده است. 

میزان آگاهی از اصول تعاون: مهم‏ترین اصول تعاون عبارت‏اند از: عضویت اختیاری، کنترل دموکراتیک، پرداخت سود محدود به سرمایه، توزیع سود برگشتی در بین اعضا به نسبت معاملات، بی‏طرفی سیاسی و مذهبی، فروش نقدی محصولات، عدم قبول وکالت در رأی‌گیری مجامع عمومی و آموزش مداوم اعضا. برای سنجش میزان آگاهی فرد از اصول تعاونی از وی خواسته شد تا 7 مورد از اصول تعاون را نام ببرند، سپس به هر مورد یک امتیاز داده شد که حداکثر آن 7 به معنی آگاهی بیشتر از اصول تعاون و حداقل آن 0 به معنی آگاهی کمتر از اصول تعاون است.

ذهنیت وابسته به دولت: این مفهومبه معنی وابستگی ذهنی اعضای تعاونی به دولت در تصمیم‌گیری‌های مختلف تعاونی است که در این تحقیق بر اساس ‌ذهنیت حاکم در بین اعضای تعاونی در مورد میزان وابستگی به سازمان‌های دولتی بررسی شده است. برای سنجش این شاخص از طیف لیکرت 5 گزینه‏ای یاد شده  با 5 گویه (گویه‎های 22 تا 26 جدول 1) استفاده شد که بیشترین نمره در آن 25 و کمترین 5 است. میزان ضریب  آلفای کرونباخ برای پایایی این شاخص 73/0 به دست آمد.    

میزان سود دریافتی از تعاونی: یکی از اصول تعاون توزیع عادلانه سود برگشتی از فعالیت‌های اقتصادی تعاونی در بین اعضای تعاونی است. تقسیم عادلانه سود نقش مهمی در افزایش مشارکت در تعاونی دارد (John et al., 2001). برای اطلاع از میزان سود از پاسخگویان خواسته شد سود دریافتی خود از تعاونی در سال گذشته را بر حسب تومان در پاسخنامه در محل مخصوص بنویسند.

 

یافته­ها

یافته­های توصیفی متغیرهای زمینه‏های

میانگین سنی پاسخگویان تعاونی‏های کشاورزی 46 سال بوده و اکثر آن‏ها بین 30 تا 50 سال سن داشتند. از نظر پایگاه اجتماعی، که از 4 مؤلفه مدرک تحصیلی، مسکن، منزلت شغلی، و درآمد تشکیل شده بود، نزدیک به 2/59% از پاسخگویان تعاونی‏های کشاورزی از پایگاه اجتماعی متوسط، 18% از پایگاه اجتماعی بالا و 3/20% از پایگاه اجتماعی پایین برخوردار بودند.

میانگین سنی پاسخگویان تعاونی‏های صنعتی 44 سال و اکثر آن‏ها بین 30 تا 50 سال داشتند. از نظر پایگاه اجتماعی (متشکل از 4 مؤلفة پیش‏گفته)، نزدیک به 2/51% از پاسخگویان تعاونی‏های صنعتی از پایگاه اجتماعی متوسط، 9% از پایگاه اجتماعی بالا و 3/39% از پایگاه اجتماعی پایین برخوردار بودند.

یافته‏های توصیفی متغیرهای اصلی تحقیق

 برای توصیف متغیرهای اصلی تحقیق از آمارة میانگین و انحراف استاندارد استفاده شد. میانگین‏ها برای مقایسه بهتر به شاخصی استاندارد از صفر تا صد تبدیل شدند (جدول‏های 2 و 3).

جدول 2. توصیف آماری متغیرهای اصلی تحقیق برای تعاونی های کشاورزی

متغیر

میانگین

انحراف معیار

درصد توزیع نسبی پاسخگویان

بالا

متوسط

پایین

میزان مشارکت اعضا

37

45/9

14

51

35

سرمایة اجتماعی

62

6

31

55

14

باورهای مشترک

65

3

41

47

11

آگاهی از اصول تعاون

16

6/1

5

19

76

ذهنیت وابسته به دولت

64

2/4

28

55

16

سود دریافتی از تعاونی

9

2

6

6

88

مأخذ: یافته‏های تحقیق

جدول 3. توصیف آماری متغیرهای اصلی تحقیق برای تعاونی های صنعتی

نام متغیر

میانگین

انحراف معیار

درصد توزیع نسبی پاسخگویان

بالا

متوسط

پایین

میزان مشارکت اعضا

52

6/11

28

52

20

سرمایة اجتماعی

66

4/6

51

42

7

باورهای مشترک

5/68

4

45

47

8

آگاهی از اصول تعاون

25

8/1

7

26

67

ذهنیت وابسته به دولت

5/57

5/4

25

58

17

سود دریافتی از تعاونی

12

20/1

9

6

85

مأخذ: یافته‏های تحقیق

توصیف متغیرهای اصلی برای تعاونی‏ها حاکی از آن است که در بین متغیرهای مذکور به طور کلی، پاسخگویان در متغیرهای باورهای مشترک، سرمایة اجتماعی و ذهنیت وابسته به دولت در سطح بالاتر از متوسط؛ در متغیر میزان مشارکت اعضا در سطح متوسط و در متغیرهای آگاهی از اصول تعاون و سود دریافتی در سطح پایین قرار دارند. مقایسه متغیرهای اصلی تعاونی های کشاورزی با صنعتی (جدول‏های 2 و 3) نشان از آن دارد که تعاونی‏های صنعتی به لحاظ شاخص‏های مورد نظر وضعیت بهتری نسبت به تعاونی‏های کشاورزی دارند.

 

یافته‏های روابط دو متغیره

برای بررسی روابط فرض شده در سطح دو متغیره از آزمون همبستگی دومتغیره (پیرسون) استفاده شد (جدول 4). برپایة نتایج جدول 4، مشارکت در تعاونی‏های کشاورزی به ترتیب با متغیرهای سرمایة اجتماعی، ذهنیت وابسته به دولت، باورهای مشترک، پایگاه اجتماعی، آگاهی از اصول تعاونی و سود دریافتی از تعاونی همبستگی دارد. همبستگی همه متغیرها (به جز ذهنیت وابسته به دولت) با مشارکت در تعاونی مثبت است؛ یعنی، افزایش در میزان آن‏ها موجب افزایش معنی دار مشارکت می شود. ولی همبستگی ذهنیت وابسته به دولت با میزان مشارکت اعضای تعاونی منفی است؛ یعنی، افزایش در میزان این متغیر موجب کاهش معنی دار در میزان مشارکت اعضای تعاونی می شود. مقادیر ضریب همبستگی بین متغیرهای مستقل با میزان مشارکت در دو گروه تعاونی (کشاورزی و صنعت) تقریباً برابر است. در تعاونی‏های صنعتی، همبستگی پایگاه اجتماعی با مشارکت بیشتر است و در تعاونی های کشاورزی همبستگی ذهنیت وابسته به دولت با مشارکت بیشتر از تعاونی های صنعتی است.

 

 

جدول 4. نتایج آزمون همبستگی میزان مشارکت در تعاونی با متغیرهای مستقل

متغیر مستقل

مقدار ضریب همبستگی(r)

جهت همبستگی

احتمال (p)

 

گروه کشاورزی

گروه صنعت

 

سرمایة اجتماعی

37/0

38/0

مثبت

01/0

 

باورهای مشترک

32/0

31/0

مثبت

01/0

آگاهی از اصول تعاون

20/0

22/0

مثبت

01/0

ذهنیت وابسته به دولت

34/0

27/0

منفی

01/0

 

سود دریافتی

19/0

23/0

مثبت

01/0

 

پایگاه اجتماعی

22/0

38/0

مثبت

01/0

 

             

مأخذ: یافته‏های تحقیق

نتایج آزمون مقایسه میانگین­ها (جدول 5) نشان داد که تفاوت آماری معنی‌داری بین میانگین مشارکت اعضا در تعاونی برحسب نوع تعاونی تعاونی (کشاورزی یا صنعتی) وجود دارد (01/0P<؛ 8/10=t)؛ یعنی، میزان مشارکت اعضای تعاونی‏های کشاورزی و صنعتی در امور تعاونی‏با هم تفاوت دارد، بدین صورت که میانگین مشارکت اعضای تعاونی‎های صنعتی (70/11=SD؛ 76/51=M) بیشتر از تعاونی های کشاورزی (45/9=SD؛ 8/37=M) است. با توجه به سطح معنی داری، این تفاوت از لحاظ آماری معنی دار است و مقدار اتا (48/0) نشان می‏دهد که اختلاف مشاهده شده شدت بالایی دارد.

جدول 5. آزمون مقایسه میانگین متغیر مشارکت اعضای تعاونی های کشاورزی با صنعتی

آماره های توصیفی

t.test

مقدار اتا

گروه‏ها (نوع تعاونی)

تعداد

میانگین

مقدارt

معنی داری

کشاورزی

185

8/37

8/10

01/0

48/0

صنعتی

215

76/51

      مأخذ: یافته‏های تحقیق

تحلیل رگرسیون چند گانه

برای بررسی روابط متغیرهای مستقل با وابسته (چند متغیره) از تحلیل رگرسیون چندگانه به روش هم‏زمان[3] استفاده شد. نتایج آزمون رگرسیون در جدول‏های 6 و 7 گزارش شده است.

جدول 6.  مشخص‏کننده‌های کلی تحلیل رگرسیون چندگانه

نوع تعاونی تولیدی

ضریب همبستگی چندگانه

ضریب تعیین

ضریب تعیین تعدیل‏شده

خطای استاندارد

مقدار F

معنی‎داری مدل Sig.

کشاورزی

64/0

41/0

39/0

45/7

18

001/0

صنعنی

60/0

38/0

35/0

16/8

26

001/0

مأخذ: یافته‎های تحقیق

جدول 7. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه

مدل

مقادیر گروه صنعت

مقادیر گروه کشاورزی

مقدار بتا

t

(p)

مقدار بتا

t

(p)

عدد ثابت

-

08/1

26/0

-

05/1

3/0

سرمایة اجتماعی

35/0

9/5

01/0

422/0

25/6

01/0

ذهنیت وابسته به دولت

09/0-

4/1

17/0

246/0-

51/4

01/0

باورهای مشترک

21/0

5/3

01/0

249/0

8/3

01/0

سود دریافتی از تعاونی

142/0

5/2

016/0

160/0

45/2

01/0

پایگاه اجتماعی

325/0

4/5

01/0

121/0

2

01/0

آگاهی از اصول تعاونی

07/0

02/1

32/0

05/0

97/0

48/0

مأخذ: یافته‏های تحقیق

مؤلفه‏های کلی آزمون رگرسیون نشان از برازش بالای مدل دارند بدین معنی که مجموع متغیرهای مستقل وارد شده در مدل توانسته­اند تبیین مناسبی از پراکندگی مشارکت در تعاونی‎های کشاوری و صنعتی ارائه دهند. در تعاونی‎های کشاورزی مقدار ضریب همبستگی چندگانه برای رابطة همه متغیرهای مستقل با مشارکت بیشتر از 64 است. همچنین مقدار 18= F در سطح معنی‏داری 01/0 نشان دهنده برازش بالای مدل در تبیین تغییرات متغیر وابسته است. ضریب تعیین استاندارد شده برای این مدل 39 است؛ به عبارتی، متغیرهای مستقل توانسته‎اند 39% تغییرات متغیر وابسته یعنی مشارکت در تعاونی‎های کشاورزی را تبیین نمایند. مقدار ضریب همبستگی چندگانه برای مشارکت اعضای تعاونی های صنعتی 60 و مقدار ضریب تعیین 35 می‎باشد مقدار F برای تعاونی‎های صنعتی (26) در سطح 01/0 معنی‎دار است که این امر نشان از ارزش بالای مدل در تبیین میزان مشارکت در تعاونی‎های صنعتی دارد. در کل، مدل توانسته است 35 درصد مشارکت در تعاونی‏های صنعتی را تبیین نماید. در مقام مقایسه باید گفت که متغیرهای منتخب توانسته‎اند درصد بالایی از پراکندگی میزان مشارکت در تعاونی‎های کشاورزی نسبت به تعاونی‎های صنعتی را برآورد کنند.

بررسی ضرایب‏ رگرسیونی برای متغیرهای مستقل وارد شده در مدل رگرسیون نشان می‏دهد که در بین متغیرهای مستقل، سرمایه اجتماعی بیشترین تأثیر مثبت و معنی دار را در مشارکت اعضای تعاونی های کشاورزی و صنعتی دارد بدین معنی که یک واحد تغییر در شاخص سرمایه اجتماعی باعث  422/0 واحد تغییر در متغیر مشارکت در تعاونی های کشاورزی و 350/0 واحد تغییر در تعاونی های صنتعی می شود. بیشترین مقدار t نیز برای این متغیر به دست آمد که نشان دهنده اهمیت بیشتر حضور سرمایة اجتماعی در مدل و در مقایسه با متغیرهای دیگر است، ضمن اینکه مقدار  9/5 و 25/6 = t در سطح خطای 01/0 معنی دار است. پس از متغیر سرمایة اجتماعی، متغیرهای ذهنیت وابسته به دولت، باورهای مشترک اعضای تعاونی، میزان سود دریافتی اعضا از تعاونی، و پایگاه اجتماعی­اقتصادی بیشترین سهم معنی دار و مثبت را در تبیین تغییرات مشارکت در تعاونی­ها کشاورزی استان تهران دارند. در مورد تعاونی‏های صنعتی نیز چنان که اطلاعات جدول نشان می‏دهد، وضعیت چندان متفاوت نیست. در این گروه، پس از متغیر سرمایة اجتماعی، متغیرهای پایگاه اجتماعی، باورهای مشترک، سود دریافتی از تعاونی و ذهنیت وابسته به دولت و ذهنیت وابسته به دولت به ترتیب بیشترین تأثیر را در میزان مشارکت در تعاونی های صنعتی دارند. بنابراین، تفاوت عمده در بین دو گروه در تأثیر معنی دار متغیر ذهنیت وابسته به دولت در تعاونی های کشاورزی است که در تعاونی های صنعتی این متغیر تأثیر معنی داری ندارد.

 

نتیجه‏گیری

در این تحقیق مشاهده شد که مشارکت در تعاونی­های کشاورزی استان تهران رضایت‎بخش نیست و در کل این مشارکت چه در بخش صنعت و چه در بخش کشاورزی در حد پایین‏تر از متوسط است و قابل تأمل‏تر اینکه در تعاونی­های کشاورزی مشارکت بسیار کمتر از تعاونی­های صنعتی می‎باشد.

با توجه به تأثیر مثبت و تعیین کنندة عوامل اجتماعی و به ویژه مؤلفه‎های سرمایه در مشارکت در تعاونی­های کشاورزی می‎توان اذعان داشت که آن دسته از نظریه های مشارکت که بر نقش سرمایه اجتماعی در مشارکت تأکید دارند در تبیین یافته­های تحقیق حاضر کاربرد خواهند داشت. مؤلفه­های سرمایه اجتماعی، یعنی روابط اجتماعی و اعتماد، در تشکیل گروه­های انسانی و ایجاد و تداوم تعامل اجتماعی نقش اساسی دارند و به طور سنتی، کشاورزی نیازمند وجود چنین تعاملات و روابطی است.

به علت پراکندگی جغرافیایی و قوم گرایی، جوامع روستایی به طور سنتی تمایل زیادی به قطاعی شدن دارند. تعاونی‏های کشاورزی با افزایش سرمایه اجتماعی فراگروهی بین کشاورزان و مشارکت بیشتر آنان به صورت غیرمستقیم می توانند از چنین وضعیتی جلوگیری نمایند. قطاعی بودن جوامع روستایی و نبود مشارکت فعال در آن‏ها، ذهنیت وابسته به دولت و به تبع آن تصدیگری دولتی را تقویت می‏کند. همچنین همان‏طور که یافته ها نشان ‏داد، ذهنیت وابسته به دولت نقش‎مهمی در کاهش مشارکت‏های مردمی در تعاونی ها دارد. چنین وضعیتی در تعاونی‎های کشاورزی، که در مناطق روستایی هستند، بیشتر به چشم می خورد تا در تعاونی های صنعتی که بیشتر در مناطق شهری هستند. بالا بودن سطح ذهنیت وابسته به دولت در بین روستاییان در کنار عوامل دیگری مثل ضعف روابط اجتماعی، خویشاوندگرایی، پراکندگی جغرافیایی، موفق نبودن بسیاری از تعاونی‎های کشاورزی و نبود جامعه مدنی نقش مهمی در بی‎میلی اعضای تعاونی ها به مشارکت فعالانه در امور تعاونی دارد. نکته دیگر اینکه دریافت سود بیشتر به افزایش مشارکت منجر می‎شود. این یافته از دلالت‎های نظریه انتخاب عقلانی حمایت می‎کند، چرا که افراد وقتی پاداش بیشتری از مشارکت به دست می‎آورند به ادامة آن تمایل فراوان‎تری می‎یابند.

در کل می‌توان چنین گفت که مشارکت در تعاونی‎های تولیدی کشاورزی و صنعتی  به‌طور هم زمان و به‌صورت تعاملی از چند دسته عوامل تأثیر می پذیرد: دستۀ اول عوامل ساختاری کلان هستند، دستۀ دوم عوامل سطح میانه یا سازمانی هستند و دستۀ دیگر عواملی هستند که در حوزۀ فردی کنشگر می‌توان در مورد آن‌ها بحث نمود. در حوزۀ ساختاری، وجود شبکۀ روابط و پیوند ها به ‌عنوان عوامل عینی و اعتماد و باورهای مشترک به‌عنوان عوامل ذهنی قابل بحث هستند. درواقع، چنان که یافته‌های تحقیق نشان می دهد، پدیدۀ مشارکت در تعاونی‌های تولیدی بیشتر از عوامل دیگر تحت تأثیر عوامل ساختاری است که این عامل خود به دو گروه عوامل عینی و ذهنی تقسیم شده است.

دستۀ دوم عوامل سازمانی یا میانه هستند. در این گروه، عوامل عینی مثل سبک مدیریت و رابطه با دولت و عوامل ذهنی مثل ادراک عدالت، آگاهی از اصول تعاونی و میزان ذهنیت وابسته به دولت اعضای تعاونی، جای می‎گیرند.

دستۀ سوم عوامل فردی یا سطح خرد هستند. این عوامل شامل متغیرهای روان شناختی اجتماعی مثل روحیۀ کارآفرینی، مسئولیت‌پذیری، سن، جنسیت، مدت عضویت و سود دریافتی از تعاونی هستند. یافته‌های حاصل از آزمون‏های دو متغیره، چندمتغیره و تحلیل مسیر نشان داد در بین عوامل مذکور، محوریت بر شبکۀ پیچیده ای از پیوندها، روابط، اعتماد و باورهای مشترک استوار است که در قالب عوامل اجتماعی-فرهنگی از آن‌ها بحث شد. هستۀ اصلی این عوامل را سرمایۀ اجتماعی می سازد. سایر عوامل با اینکه به‌صورت مستقیم بر میزان مشارکت در تعاونی‌های تولیدی اعم از کشاورزی و صنعتی تأثیر می گذارند، ولی به‌صورت پیچیده ای در تعامل با این عامل اصلی هستند.

 

پیشنهادها

مهم‏ترین یافته ارزشمند مقاله حاضر این بود که مشارکت در تعاونی­های کشاورزی و به طبع، موفقیت آن­ها از عوامل اجتماعی (مثل سرمایه اجتماعی، باورهای مشترک و پایگاه اجتماعی) تأثیر زیادی می­پذیرد و شایسته است با توجه به نقش ارزشمند تعاون در رونق بخش کشاورزی، به بررسی علمی عوامل مذکور توجه شود. بدین منظور پیشنهاد می­گردد در سیاست­های کلان کشور در زمینة تناسب برنامه­های اقتصادی دولت با بخش تعاون بازاندیشی شود و بخش تعاون به عنوان زمینه­ای برای تقویت روحیه مشارکت و سرمایه اجتماعی در روستاهای کشور در نظر گرفته شود. همچنین از ظرفیت­های علمی و پژوهشی نهادهای مختلف در زمینه تعاون استفاده گردد و به نقش آموزش­های نوین در تعاونی­ها توجه شود. از آنجا که سامانه واحد و جامعی برای جمع‎آوری، انتقال، انتشار و اشتراک اطلاعات در بین تعاونی­های کشور وجود ندارد، تجارب اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی تعاونی­های موفق به سختی در اختیار دیگر تعاونی­ها قرار می­گیرد و پژوهش در زمینه تعاون دشوارتر می­گردد. همچنین پیشنهاد می­گردد به تعاونی­ها در زمینة هماهنگی با اجتماع محلی کشاورزان و چگونگی بهره­برداری از ظرفیت­ها و سرمایه­های اجتماع محلی آموزش­ها و حمایت­های لازم ارائه شود.

تأثیر مثبت باورهای مشترک و آگاهی از اصول تعاون نشان داد که افزایش آگاهی کشاورزان و روستاییان از فلسفه و اصول تعاونی می تواند به شکل گیری باورهای مشترک در مورد کارآمدی و قابلیت مشارکت های تعاونی در بخش کشاورزی در بین روستاییان منجر شود. از این رو، پیشنهاد می شود نسبت به افزایش اطلاعات روستاییان از تعاون از طریق برنامه های مختلف و رسانه ها اقدام شود.



[1]. Rational Choice Theory

[2]. Downs & Olsond

[3]. Enter

منابع

1. ازکیا، م. و غفاری، غ. ر. (1384). جامعه شناسی توسعه. چاپ پنجم.، تهران: انتشارات کیهان.

2. اطهری، ز. و علی بیگی، ا. ح. (1389). تحلیل ادراک کشاورزان شهرستان کرمانشاه از تعاون.  مجله تحقیقات اقتصاد و توسعه کشاورزی ایران، 2 (41)، 576-565.

3. انصاری، ح. (1381). پژوهشی در تعاونی های روستایی ایران: مطالعه موردی شرکت تعاونی روستایی شباهنگ شهریار. مؤسسه تحقیقات تعاونی. قم: انتشارات ام ابیها.

4. انصاری، ح. (1382). بررسی راهکارهای توسعه و ترویج مشارکت های مردمی و فرهنگ کار جمعی در جامعه از طریق تشکل های تعاونی (طرح پژوهشی ملی). تهران: وزارت تعاون و مؤسسه تحقیقات تعاونی دانشگاه تهران.

5. آذری، ل.، هوشمند، م. و نقوی، س.س. (1388). سنجش رضایتمندی از فعالیت شرکتهای تعاونی مرزنشینان استان خراسان رضوی. فصلنامه روستا و توسعه، ۱۲(۲)،  87-111. 

6. بلکبرن، د. (1380).  بنیان­ها و تحول فعالیت­ها در ترویج کشاورزی. ترجمة حسینی. تهران: مرکز انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی. 

7. پیش بین، ا. (1391). بررسی نقش عوامل محیطی بر گرایش کارآفرینی در تعاونی های دامپروری ایران. مجله تحقیقات اقتصاد و توسعه کشاورزی ایران 2(3)، 509-497.

8. راش، م. (1377). جامعه و سیاست، مقدمه‏ای بر جامعه شناسی سیاسی. ترجمه منوچهر صبوری. تهران: سمت.

9. ساریخانی، ن. و طه، م. (1382). میزان مشارکت زنان در شرکتهای تعاونی روستایی و شناخت عوامل مؤثر بر آن (قسمت اول). نشریه اقتصاد تعاون، 5(143)، 47-54.

10. شارع پور، م. (1386). جامعه شناسی آموزش و پرورش. چاپ چهارم. تهران: انتشارات سمت.

11. ﺷﺎﻳﺎن ﻣﻬﺮ، ع. ر. (1377). داﺋﺮة اﻟﻤﻌﺎرف ﺗﻄﺒﻴﻘﻲ ﻋﻠﻮم اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ (ﻛﺘﺎب اول). چاپ پنجم. ﺗﻬﺮان: اﻧﺘﺸﺎرات ﻛﻴﻬﺎن.

12. رحمانی فیروزجاه، ع. و سهرابی، س. (1390). نقش تعاونی در تشکیل و تقویت سرمایه اجتماعی. مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی ظرفیت های بخش تعاون در توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی. وزارت تعاون. 

13. شهبازی، ا. (1381). ترویج و توسعه روستایی. چاپ اول. تهران: دانشگاه تهران.    

14. صبوری، م. ص. (1384).بررسیتأثیرآموزشدرارتقایبهره­وریاعضای تعاونی­هایکشاورزی. کنفرانس تعاون، اشتغال و توسعه. دانشگاه یزد.

15. ضیائی، م. ص.، منوریان، ع. و کاظمی، ا. (1390). بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و میزان آمادگی سازمانی برای استقرار مدیریت دانش. مدیریت دولتی، 3(8)، 179-198.

16. طلایی، آ. (1391). نقش ترویج و آموزش کشاورزی در مسیر شکوفایی و تکامل تعاونی‏ها. کنفرانس تعاون، اشتغال و توسعه. دانشگاه یزد.

17. غیاثوندغیاثی، ف. (1390). تحلیل موانع و محدودیتهای توسعه اشتغال در تعاونهای تولیدی کشاورزی ایران. کنفرانس تعاون، اشتغال و توسعه. دانشگاه یزد.

18. فیلد، ج. (1386). سرمایه اجتماعی. ترجمه غلامرضا غفاری و حسین رمضانی. چاپ اول. تهران: انتشارات کویر.

19. کلباسی، ع. ا. (1368). نقش تعاونی ها در نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ایران. پایان نامه کارشناسی ارشد معارف اسلامی و اقتصاد. دانشکده اقتصاد و معارف اسلامی، دانشگاه امام صادق.

20. کلمن، ج. (1377) بنیان­های نظریه اجتماعی. ترجمه منوچهر صبوری. چاپ اول. تهران: نشر نی.

21. گیدنز، آ. (1377). پیامدهای مدرنیت. ترجمة محسن ثلاثی. چاپ اول. تهران: نشر مرکز.  

22. نکویی نائینی، ع.، علی بیگی، ا. ح. و زرافشانی، ک. (1388). واکاوی عوامل مؤثر بر موفقیت تعاونیهای روستایی شهرستان کرمانشاه. فصلنامه روستا و توسعه، ۱۲(۴)، 1-22. 

23. نوذر پور، ع. (1380). یادداشت سردبیر(سرمقاله). فصلنامه مدیریت شهری،(2)5: 3-6. 

24. هزار جریبی، ج. (1388). بررسی عوامل موثر بر اعتماد اجتماعی شهروندان. فصلنامه جامعه‌شناسی کاربردی، 20(4)، 44-65.

25. Bhuyan, S . (2000). Grower and manager issues in fruit and vegetable cooperatives. Annual Meeting. http//:www.agecon.kus.edu/ acc/ncr194.

26. Bhuyan, S. (1998). Potential role of nonagricultural cooperatives in rural development. Econ. Journal of Research Report,383, 65-74.

27. Carlo R., Weatherspoonb, D.,  Petersonb, C. & Sabbatinia, M. (2000). Effects of managers power on capital structure: A study of Italian agricultural cooperatives. International Food and Agribusiness Management Review, 3, 27–39.

28. John, L., Adrian J.,  &  Green T.W. (2001).Agricultural Cooperative managers and the business environment. Journal of Agribusiness, 19(1), 17-33.

29. Knudson, W., Wysocki, A., Champagne, J., & Christopher, H. (2004). Entrepreneurship and innovation in the agrifood system. American Journal of Agricultural Economics 86(5), 1330-1336.

30. Krause, D., &  Handfield, R.(2006). The relationships between supplier development, Commitment, social capital, accumulation and performance improvement. Journal of Operations Management, 16(5), 405-415.

31. Kuntoro, B. A. (2006). Analysis on characteristics of three dairy cooperatives sampled in East Java. Journal of Applied Sciences, 6. (4), 757-761.

32. Lerner, D. (1964). The passing of traditional society. New York: The Macmillian Com.

33. Onyeiwu, S., & Jones, R. (2003). An institutionalism perception of cooperative behavior. Journal of Socio-Economics, 32, 233-248.

34. Roling, N. (2003). Extension Sience: Information system in agricultural development. Cambriddge: Cambridge University Press.

35. Scrimgeour, F., McDermott, A., Saunders, C., Shadbolt, N., & Sheath, G. (2006). New Zealand  gribusiness Success: An Approach to exploring the role of strategy, structure and conduct on firm performance. Paper resented at to New Zealand Agricultural and Resource Economics Society, August 2006 Conference 25-27.

36. Shufang, Z., Leonard P. (1998). Co-operative organization in rural Canada and the agricultural co-operative movement in China: A comparison center for the study of Co-operatives University of Saskatchewan, Saskatoon, SK.